نویسنده: فریدون
۱
ملل متحد بهعنوان نهاد عرفی و زمینی، ششم فبروری را روز بینالمللی مبارزه علیه ختنهی زنان نامگذاری کرده است تا بخشی از «قاعدهی منع خشونت علیه زنان» تحقق یابد؛ اما اسلام، بهعنوان یک نهاد آسمانی، ختنهی زنان یا ناقصسازی اندام جنسی زنان را، که مصداق خشونت علیه تمامیت جسمانی آنان است، نهتنها رد نکرده، بلکه در برخی قرائتها آن را در زمرهی اعمال نیکو قرار داده است. ما در این نوشته در پی جستجوی منابع و مآخذ جواز ختنهی زنان از نظر اسلام هستیم. هدف ما روشنسازی موضع اسلام دربارهی ناقصسازی زنان است. در صورت اثبات موضوع، نیاز است تا با این دین تسویه حساب شود.
۲
اینکه گفته شود تنها اسلام به عمل ختنهی زنان صحه نگذاشته است، استدلال قانعکنندهای نیست. همچنین استناد به گزارشی که یورونیوز در چهارم فبروری ۲۰۲۵ منتشر کرده و بر بنیاد آن، صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) تخمین زده است که در سطح جهان دستکم ۲۰۰ میلیون زن و دختر ختنه شدهاند و سالانه حدود چهار میلیون دختر در معرض خطر ختنه قرار دارند، بهتنهایی ربطی به موضع اسلام در قبال این عمل ندارد.
در پاسخ میتوان گفت: چرا دینی که مبلغانش آن را رهاییبخش، سازنده و راه حق و حقیقت میدانند، ناقصسازی زنان را نهتنها منع و نهی نکرده، بلکه آن را تأیید کرده و عملی نیکو شمرده است؟
اگر گفته شود که شما با این مقاله «اسلامستیزی» میکنید، یا اگر گفته شود که اسلام دین رهاییبخش است، نیاز است به منابع و متون فقهی و روایی اسلام مراجعه کنیم. ببینیم آیا این موضوع به راستی اسلامستیزی است، یا اینکه اسلام ناقصسازی زنان را مجاز شمرده و حتی آن را نیکو و پسندیده دانسته است. در صورت اثبات جواز ختنهی زنان، پرسش اساسی این است که با این دین و آموزههایش چه موضعی باید اتخاذ کرد؟
۳
دیدگاه اسلام و ختنهی زنان
مواجهه اسلام، این دین تیغ و شمشیر و دین دشنه و خنجر، با ختنهی زنان چالشزا و سوالبرانگیز است. بدیهی است که رویکرد اسلام با ختنهی زنان باید در چند قالب دستهبندی شود: واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام؛ قالبهای رایج حوزههای فقهی و اصولی جهان اسلام. به سخن دیگر، موضع اسلام در برابر این جنایت علیه بدن زنان از سه حالت بیرون نباید باشد: رد، تأیید یا سکوت. نخستین ذهنیت ما، انسانهای آزاد، رها و شورشی این است که اسلام بهعنوان دین آسمانی باید ناقصسازی بدن زنان یا جنایت علیه بدن زنان را رد کرده باشد. به هر روی به سراغ متون و منابع اسلامی برویم تا دیده شود که موضوع از چه قرار است.
دیدگاه شیعهی دوازدهامامی
در این بحث چالشبرانگیز از ابومنصور جمالالدین حسن بن یوسف بن مطهر حلی، معروف به «علامه حلی»، از ملاهای شیعهی دوازدهامامی، مجتهد، فقیه و اصولی قرن هفتم و هشتم هجری قمری که خیلی معتبر هم است، شروع میکنیم.
وی در جلد دوم کتاب «تبصره»، که به زبان عربی است و ترجمهی آن به فارسی در پاورقی کتاب آمده دیدگاه اسلام را چنین اظهار داشته است: «ختنه کردن دختران مستحب است؛ یعنی بریدن دو لب اندورنی اندام مخصوص زنان که هنگام بزرگی و ولادت دراز و بزرگ میشود و آویخته و بد منظر میگردد.»
معنای مستحب از نظر علم فقه و اصول فقهی یعنی عملی که شارع اسلام یعنی خدا، مکلف را به انجام عملی تشویق و تحریص کند؛ بدون اینکه الزامی در آن باشد. الزام به معنای واجب است. به سخن دیگر، مستحب، عملی است که انجام دادن آن پسندیده و سزاوار ستایش است و انجام ندادن آن حرام نیست. این در حالی است که به باور ما دستکم، اسلام این عمل را مکروه میدانست نه پسندیده و سزاوار ستایش.
بنابراین، مسألهی ختنهی دختران نظر به دیدگاه این ملای شیعه، گذشته از جواز داشتن، نیکو و مستحب قلمداد شده است؛ زیرا به زعم این علامهی اسلام، ناتراشیدگی لبهای عورت زنانه یکی از ابزارهای بهمزنندهی زیبایی بدن زن، پس از زناشویی به حساب میآید.
ملای معروف دیگر، محمدباقر مجلسی، معروف به علامهی مجلسی، فقیه و محدث شیعهی دوازدهامامی از آخوندها و ملاهای دورهی صفویه است. وی در کتاب مرآتالعقول در شرح حدیث کافی گفته است که ختنهی زنان از اوامر ارشادی است. در تعریف «امر ارشادی» آمده است: امر ارشادی در برابر امر مولوی قرار دارد. امر مولوی یعنی امری که جنبهی انشائی دارد و مقتضی اطاعت مستقل است؛ در حالی که امر ارشادی از مصلحت عمل مورد ارشاد گزارش میدهد. پس تا اینجا مشخص شد که از نظر اسلام، ناقصسازی زنان (ختنه) اعمال مستحب و ارشادی است. همچنان روشن شد که نهتنها نهی و نفی در کار نیست، بلکه این عمل را امر مصلحتآمیز، نیکو و سزاوار تحسین دانسته است.
منبع دیدگاه فقهی ملاهای شیعه یا مبلغان اسلام مستند است به حدیث «الختان سنته للرجال و مَکرُمه للنساء»؛ یعنی ختنه برای مردان سنت است و برای زنان فضیلت و شرافت. این حدیث را مبلغانِ بسیار معتبر و نامدار شیعه، مانند محمد بن یعقوب کلینی در کتاب اصول کافی، ج ۶، ص۳۷ و عبدالله بن احمد ابن قدامه در کتاب المغنی، ج۱، ص۶۴ نیز آوردهاند. البته یادآوری اینکه ملاها و آخوندهای بسیار معروفی مانند شیخ طوسی، که دستکم در تاریخ فقه شیعه در طی ۱۰۰ سال یکهتاز میدان فقه بوده، در کتاب «النهایه» صفحهی ۵۰۲ به تأیید ختنهی زنان اشاره کرده است.
مجلسی و کلینی، هر دوی این مبلغان دین، روایتی را بازگو کردهاند که پیامبر اسلام به امحبیب در مدینه گفت: «ای امحبیب! امروز همان کاری که در مکه در دست داشتی، بدان مشغولی؟ امحبیب گفت: بله. پیامبر اسلام گفت: زیادهروی مکن و مقدار کمی از آن بردار.»
حدیث دیگری را ملاهای قدیمی اسلام مانند کلینی، جاحظ، ابن قیم جوزی و مجلسی در کتابهایشان آوردهاند: پیامبر به زنی که در آن دوره دختران را ختنه میکرد گفته بود این کار حلال است، اما باید به بریدن بخش کوچکی از اندام تناسلی اکتفا شود.
بنابراین، از دیدگاه شیعهی دوازدهامامی، ختنهی زنان به مثابهی جنایت علیه بدن زنان، امر ارشادی، مصلحتآمیز، فضیلت، مستحب یا عملی پسندیده شمرده میشود.
دیدگاه اهل سنت و جماعت
مبلغان شافعیمذهب، یکی از شاخههای مذهب چهارگانهی سنت و جماعت، پا را فراتر از دیدگاه مذهب شیعه گذاشت است؛ زیرا از دیدگاه این مذهب ختنهی زنان نهتنها پسندیده، ارشادی و مستحب است، بلکه واجب هم است؛ و مبنای استدلال این دسته از مبلغان دینی حدیث است.
دیگر شاخههای اسلامی مانند مذهب حنبلی، ختنهی زنان را «مکرُمه» یا عمل نجیب میداند. شاخهی شافعی ختنهی زنان را در حد بریدن پوست کوچکی که در نوک دستگاه جنسی زنان قرار دارد، واجب دانسته است؛ مثلا سنن ابیداوود، که یکی از منابع اصلی ششگانهی اهل سنت و جماعت است، این کتاب در کتاب الادب، باب فی الخفاض، از کسی به نام «ام عطیه» روایت کرده است که زنی در مدینه ختنه (خفاض) انجام میداد و پیامبر به او گفت: «ان امره کانت تخفض بالمدینه، فقال لها النبی لا تُنهکی، فان ذلک اخطی للمره، و احب الی البعل»؛ یعنی زنی در مدینه ختنهی زنان انجام میداد. پیامبر به او گفت زیاده روی نکن؛ زیرا این کار برای زن سودمندتر و نزد شوهر محبوبتر است
۴
سنت نبوی
در اسلام تزی است به نام «سنت فعلی» و «قولی» محمد پیامبر اسلام. از نظر دستور اسلام، عمل به سنت فعلی و قولی محمد الزامی یا واجب است. به سخن دیگر، مبنای دیدگاههای مبلغان دینی و آخوندهای اسلام، چه شیعه یا سنی سنت نبوی است. به هر روی، آنچه از احادیث و تز سنت نبوی به دست میآید، خلاصهاش این است که ختنهی زنان عمل شرعی است؛ نهتنها مکروه یا مباح نیست، بلکه واجب، مستحب، پسندیده، فضیلت و مصلحتآمیز است.
چه باید کرد؟
حال میرسیم به نقطهی کلیدی بحث. پس از آنکه دانستیم اسلام، دین تیغ و شمشیر، عمل ختنهی زنان را نهتنها تأیید کرده بلکه آن را عملی با فضیلت به شمار آورده است، باید پرسش اصلی را مطرح کنیم: با این دین سراسر خشونتزا چه باید کرد و چه برخوردی همراهش داشت؟ بیشتر از همه کس، مخاطب ما زنان افغانستان است. صدای ما را باید تک تک زنان افغانستان بشنود. این، صدای زنان ختنهشده است که در گسترهی جهان، در آسیاب اسلام آرد شده است: چه باید کرد؟
تصور کنید شمایی که این مقاله را میخوانید، خود سوژهی ختنه باشید؛ چه حسی به شما دست میدهد؟ خیلی ساده و خودمانی قصه کنیم: اگر گروه طالبان، که خود را نمایندگان اصیل اسلام محمدی میدانند، بر اساس مستندات روایی، احادیث و سنن پیامبرشان فرمان دهد که زنان ختنه شوند، آیا درد بریدن عضوی حساس از بدنتان تا مغز استخوانتان سوز نمیکشد؟ آیا نیشتر آن تا مغز استخوانتان نمیرسد؟
مخاطب این بحث شما زن یا زنانی هستید که زنجیر یا قلادهی اسلام را به گردن بستهاید و چشمبسته به آن وفادار ماندهاید. اسلام شما یعنی این؛ دینی که حکم میکند ختنهی زنان فضیلت است. حال اگر شما باشید، با چنین دینی چه برخوردی میکنید؟
برخورد شما از دو حالت بیرون نخواهد بود: یا با لگد به این دین میزنید و به آموزههای عرفی ایمان میآورید، یا تن میدهید به تیغ اسلام. پس بهتر آن است که کمی بیندیشیم، جسور باشیم، انسان نو باشیم و قدرت و جسارت «نه» گفتن داشته باشیم. این یک فراخوان است برای اعتراض؛ به پا خواستن علیه خشونت جسمانی، و شورش در برابر دین خشن و خشونتزای اسلام. اینکه این عمل در افغانستان رایج است یا نه، مهم نیست؛ مهم این است که تکتک زنان کشور به فراخوان «علیه ختنهی زنان» بپیوندند. پیوستن به این فراخوان به معنای نفی و نهی اسلام است؛ پیوستن، به معنای بلوغ و آگاهی است؛ آگاهی از حق و حفاظت از بدن.
زنان افغانستان باید جسارت و شجاعت طغیان و شورش در برابر بردگی اسلام را به دست آورند. باید در برابر جنایت علیه بدن و قطع عضو جنسی بایستند. ایستادن در برابر این جنایت، نفی بردگی اسلام، دین تیغ و شمشیر است.
روشن و واضح باید گفت: اگر زنان افغانستان، چنانکه در عهد امانی علیه اسلام شوریدند، این شورش را پررنگتر میساختند، امروز پدیدهای به نام «گروه طالبان» بر گردهی مردم سوار نمیبود. درست است که ختنه در افغانستان موضوعیت ندارد؛ اما در متن خود این پیام را میرساند که اسلام یعنی این: علیه زنان، خلق قاعدهی خشونت علیه زنان. چه ترور جسمانی که مصداقش ختنهی زنان باشد و چه ترور فیزیکی؛ در این تفاوتی نیست. اینکه بزک کنیم و شیک حرف بزنیم که اسلام سیاسی خوب نیست، باید از اصلاحات در اسلام سخن گفت یا «نواندیشی دینی» را پیاده کرد، نه؛ اسلام یعنی همین آموزه: جنایت علیه بدن زنان.
پیام «نه» گفتن به اسلام این است که فردا نسلی چون طالبان، با مارک اسلام اصیل و مطابق با دستورات اسلام علیه زنان، به دنیا نخواهد آمد.
پینوشت: عکس از انترنت









