نویسنده: فرزانه پناهی
هشتم مارچ، به نام «روز جهانی همبستگی زنان» شناخته میشود؛ روزی که از دل خشم اعتراض، اعتصاب زنانه زاده شد. تاریخ این روز به قرن نوزدهم بازمیگردد؛ زمانی که زنان کارگر در اروپا و آمریکا در برابر استثمار طبقات حاکم و مردسالاری صنعتی ایستادند.
داستان از نیمهی دوم قرن نزدهم (۱۸۵۷) آغاز شد؛ زنان کارگر صنایع پوشاک در شیکاگو در اعتراض به شرایط کاری غیرانسانی و دستمزدهای ناچیز دست به اعتصاب زدند. کارفرما برای سرکوبشان دروازهی کارخانه را قفل کرد و ساعاتی بعد آنجا آتش گرفت. در این حادثهی غمناک ۱۲۹ زن در شعلهها سوختند. البته قابل یادآوری است که دربارهی زمان و مکان دقیق این رویداد روایتهای گوناگونی وجود دارد؛ برخی آن را به اعتصاب زنان کارخانهی نساجی در شیکاگو در سال ۱۸۵۷ نسبت میدهند، گروهی دیگر به تظاهرات ۸ مارچ ۱۹۰۸ در نیویورک اشاره میکنند و شماری نیز فاجعهی آتشسوزی کارخانهی «تریکل شرتوِیست» در ۲۵ مارچ ۱۹۱۱ را نقطهی عطف جنبش زنان میدانند.
اما آنچه انکار ناشدنی است، واقعیت مزد نابرابر زنان کارگر، استثمار شدید در محیطهای کاری و سرکوب اعتراضات زنان از سوی کارفرمایان و نهادهای مردسالار و دولتی است؛ ستمی ساختاری که جرقههای نخستین جنبش جهانی زنان را شعلهور ساخت.
از خاکستر همان زنان، شعلهای از خشم برخاست که سالها بعد در ۱۹۰۹، حزب سوسیالیست آمریکا برای اولینبار روز ملی زن را به یادبودشان برگزار کرد. از آن پس در کنفرانسهای بینالمللی زنان، چهرههایی مانند کلارا زتکین و لوییز زیتس ایدهی برگزاری سالانهی روز جهانی زن را گسترش دادند تا مبارزه برای حق رأی، عدالت اجتماعی و برابری جنسیتی جهانی شود.
در ۱۹۱۱ میلیونها زن در سراسر اروپا با شعار «نان، صلح و برابری» به خیابانها آمدند. در اتریش، دانمارک، آلمان و سوئیس بارها تظاهرات برگزار شد. آنان خواهان حق رأی، شرایط کار برابر، مرخصی زایمان و پایان خشونت جنسیتی بودند. پنج سال بعد، در ۱۹۱۷، زنان کارگر روسی در شهر پتروگراد کارخانهها را ترک کردند و به خیابان آمدند و برای پایان جنگ و خودکامگی فریاد زدند.
به این ترتیب، هشتم مارچ به یاد زنانی ثبت شد که علیه جنگ، فقر، تبعیض و زورگویی مردسالاری برخاستند؛ روزی که نماد مقاومت انسان زن در برابر تحقیر و سرکوب شد.
هشتم مارچ، در گذر زمان، همواره یادآور ریشههای عمیق طبقاتی، سیاسی و فمینیستی مبارزهی زنان برای کسب برابری بوده است. اما امروز، برای میلیونها زن در افغانستان که از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروماند، این روز بیش از هر چیز، نماد شکست وعدههای جهان مدرن در تحقق برابری و عدالت اجتماعی است.
این همان جهانی است که از یک سو برای حقوق زنان همایش برگزار میکند و از برابری سخن میگوید، اما از سوی دیگر، در برابر نظامهایی که زن را از آموزش، کار و زندگی محروم میسازند، به تماشاگری میپردازند. این جهان نتوانسته است مانع سوزانده شدن «عابده» در غور شود، جلوی تجاوز و شکنجهی زنان معترض در زندانهای طالبان را بگیرد، یا دستهایی را که اصولنامههای ضد زن را توشیح میکنند، متوقف سازد و درهای آموزش و کار را به روی زنان میهنم بگشاید.
در افغانستان امروز، هشتم مارچ یادآور تکرار آتشی است که بر عصیان زنانه فرو میبارد؛ آتشی که اینبار با خشمی بیحد و مرز، بیش از چهار سالونیم است زندگی میلیونها زن را به خاکستر بدل کرده است.
از زمان بازگشت طالبان در آگست ۲۰۲۱، زنان به تدریج از هر آنچه به «زندگی انسانی» معنا میبخشد، محروم شدهاند: حق تحصیل در مکتب و دانشگاه، فرصت کار، آزادی سفر، حق انتخاب پوشش و حتی مجال شادی.
اما فاجعه فراتر از محدودیتهای دولتی رفته و تا ژرفای زندگی خصوصی زنان رخنه کرده است؛ چنانکه کودکهمسری و خودکشی زنان به پدیدهای عادی بدل شدهاند. فقر اقتصادی و فقر فرهنگی دست در دست هم دادهاند تا زن را از هر سو در محاصره بگیرند.
با این همه، زنان افغانستان، خسته، گرسنه، دلشکسته، ناامید و درمانده شدهاند، اما خاموش نه؛ آنها در زیرزمینها آموزش میدهند، در بازارهای آنلاین کار میکنند، در کنج خانهها خدمات ممنوع آرایشگری ارائه میدهند، اعتراض مینویسند و شعار میدهند. این مقاومت از جنس ضرورت محض است. آنان میدانند هیچ نجاتدهندهای نخواهد آمد؛ هیچ کشوری، هیچ سازمان و نهادی، برایشان نخواهد جنگید. پس خودشان، با همان دستهای بسته، مقاومت و ایستادگیشان را در تاریخ ثبت میکنند.
زنان و دختران افغانستان همچنان با همت ایستادهاند؛ به کارهای شاقه روی آوردهاند، دستفروشی میکنند، لباس مردانه بر تن میکنند، از مرزهای جنسیتی طالبان عبور میکنند، آموزش میدهند، یاد میگیرند، و زندگی را با شجاعت خود بازتعریف میکنند.
هشتم مارچ برای زنان افغانستان، روز زندهماندن در جهانی است که دیگر حقیقت عدالت و برابری را ارزشمند نمیداند.
زنان افغانستان امروز، همان زنانی هستند که بیش از یک قرن پیش در آتش سرمایهداری سوخت؛ تنها تفاوت این است که آتش امروز نامش طالبان است و خاکسترش، تن سوختهی عابده.
هشتم مارچ برای ما، روز فریاد است؛ روزی که باید دنیا را دوباره از نو، خجالت بدهد.
پینوشت: عکس از انترنت









