طالبان به زور مردم را به تظاهرات علیه پاکستان می‌برند

نویسنده: ع عرفان

از آغاز تنش‌ها میان گروه طالبان و حکومت پاکستان، این گروه تظاهرات‌های متعددی را به حمایت از خود و در مخالفت با پاکستان در ولایت‌های مختلف افغانستان راه‌اندازی کرده‌اند.

به تازگی گروه طالبان در ولایت دایکندی نیز شماری از علمای مرکز ولایت را، که از سوی این گروه تحت عنوان «ملا امام» استخدام شده‌اند، جمع کرده و از آنان خواسته بودند که حملات پاکستان در خاک افغانستان را به شدت محکوم کنند. هم‌چنان برای هر یک از آنان وظیفه سپرده بودند تا از طریق مساجد و منابر، مردم را به شرکت در تظاهرات علیه پاکستان فرا بخوانند.

حسن (مستعار) که روز پنج‌شنبه در شهر نیلی توسط جنگ‌جویان طالبان به تظاهرات برده شده بود، چشم‌دید خود از جریان این تظاهرات را چنین روایت می‌کند:
به تاریخ ۵ مارچ ۲۰۲۶ برای انجام کار شخصی‌ام به ریاست کار و امور اجتماعی در نیلی، مرکز ولایت دایکندی، رفته بودم. همان روز ادارات محلی طالبان رخصت بودند و تمام کارمندان طالبان برای تظاهرات علیه پاکستان در چوک گلِ بادام جمع شده بودند.

از کوچه‌ی پیش روی ریاست کار و امور اجتماعی به راه افتادم. متوجه شدم که در مسیر منتهی به کوچه‌ی شفاخانه‌ی معتادین، جنگ‌جویان طالبان ایستاده‌اند و مردم را به سمت محل تظاهرات در نزدیکی چوک گل بادام هدایت می‌کنند. هیچ‌کس اجازه نداشت داخل کوچه برود.

راهم را در مسیر سرک عمومی ادامه دادم. نزدیک مسجد حج و اوقاف که رسیدم، دیدم شماری از علما، در حالی‌که پرچم‌های سفید طالبان را در دست داشتند، به طرف محل تظاهرات می‌رفتند. می‌خواستم از راه باریک میان کتاره‌های آهنی پیش روی ریاست اقتصاد به طرف سالون فوتبال ناصر خسرو بروم؛ اما جنگ‌جویان طالبان در مسیر ایستاده بودند و مانع رفتنم به داخل کوچه شدند و برایم دستور دادند که در تظاهرات شرکت کنم.

از آن‌جا راهم را به طرف هوتل خورشید در نزدیکی عزیزی بانک ادامه دادم و داخل هوتل رفتم. تعداد زیادی از مردم به آن‌جا آمده بودند. در همان‌جا چند تن از جنگ‌جویان طالب وارد شدند و بر مردم فریاد زدند که چرا به تظاهرات نمی‌روید. ما گفتیم: «قاری صاحب، ما همه مسافر هستیم!» اما جنگ‌جوی طالب گفت:«شما مگر مسلمان نیستید؟ عجله کنید و به تظاهرات بروید.» سپس ما را از هوتل بیرون کردند و به صف تظاهرات‌کنندگان در چوک گل بادام بردند. من ناچار به جمعیت پیوستم.

یک پایه بلندگو بالای یک موتر سفید نصب شده بود که در پیشاپیش جمعیت حرکت می‌کرد. در عقب آن مقامات ادارات محلی طالبان، به شمول والی این ولایت، قرار داشتند. در آخر صف نیز مردمی بودند که به زور به تظاهرات آورده شده بودند. اطراف جمعیت را جنگ‌جویان طالب گرفته بودند و اجازه نمی‌دادند کسی از میان جمعیت بیرون برود.

در جریان تظاهرات متوجه شدم که مردم نسبت به پاکستان از طالبان نفرت بیشتر دارند. زیرا هرگاه شعار «مرگ بر پاکستان» از بلندگو سر داده می‌شد، به جای آن از میان جمعیت شعار «مرد است پاکستان» بلند می‌شد؛ اما این صداها در انبوه جمعیت گم می‌شد. وقتی شعار «زنده باد مجاهدین امارت اسلامی» سر داده می‌شد، مردم خاموش بودند.

در جریان تظاهرات چندین بار اطراف چوک گل بادام را دور زدیم. اما موضوع جالب برایم این بود که نه تنها دل مردم با گروه طالبان یکی نبود، بلکه حتی صدای آنان نیز در چنین فضایی هماهنگ نبود.
در پایان تظاهرات، خسته و ناراحت به طرف خانه بازگشتم.

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: