زنی در قلب قدرت، در پی اصلاحات؛ روایت زندگی ملکه ثریا طرزی و رؤیای تغییر افغانستان

پرونده‌ی زنان تأثیرگذار افغانستان- ۵
پژوهشگر: قوم‌شاهی

چشم‌انداز کلی
نشریه‌ی «صدای زنان افغانستان»، تلاش می‌کند تا روایت زنانی از جنس رهبران تغییر را در «پرونده‌ی زنان تأثیرگذار افغانستان» روایت کند. برای این نشریه در پی برجسته‌کردن این پرونده، دو چیز مهم هست: کسی که برای خودش تغییر آورده‌ و از صف ارتجاع خود را جدا کرده و کسی که نقشی در تأثیرگذاری روی تغییرات جامعه داشته یا دارد.

ما در پی ستایش، اسطوره‌سازی و افسانه‌سازی زنان افغانستان نیستیم. قهرمان‌سازی بی‌پایه و اساس را رد می‌کنیم. در عین حال، ملاک ما وابستگی‌های عقیدتی، سیاسی، نژادی، باورها و پندارهای خاص نیز نیست. ما پرونده‌های زنان تأثیرگذار را برجسته می‌کنیم تا اولاً الگوسازی شود، دوم نشان بدهیم که زنان افغانستان در جایگاه رهبران تغییر قرار دارند نه جایگاه «کنج خانه»؛ جایی که گروه طالبان برای زنان برنامه‌ریزی کرده است.

ما در این شماره از سلسله نوشتار پرونده‌ی زنان تأثیرگذار افغانستان، از زنی سخن می‌زنیم که در مرکز قدرت برنامه‌ی تغییر را در افغانستان روی دست گرفت؛ اما سرانجام دور از دایره‌ی مرکز قدرت، حتی دور از افغانستان از دنیا رفت؛ او ملکه ثریا طرزی، همسر شاه امان‌الله خان و دختر محمود طرزی، است. او که از نخستین‌ زنان افغانستان از جنس رهبران تغییر هست.

کارنامه‌ی سیاسی- فرهنگی
ملکه ثریا طرزی، چهره‌ی شاخص اصلاحات زنان در تاریخ معاصر افغانستان است. او کسی است که اصلاحات مربوط به زنان را از لایه‌های سطوح بالای سیاسی دولتی و از مرکز قدرت در سطح عمومی آورد. مطالعات تاریخی، ملکه ثریا را از جزء نخستین زنانی می‌دانند که به صورت علنی در راستای تحقق مفاهیم برابری و آموزش زنان کار کرده است.

او همسر شاه بود. اقداماتش تأثیرگذار بود. در برخی از منابع آمده است که ملکه ثریا معتقد بود که قدرت یک جامعه از خانه آغاز می‌شود و خانه زمانی قوی است که زنان آن تحصیل کرده، آگاه و متفکر باشند.

ایجاد مکتب اختصاصی دخترانه
سال ۱۳۰۰ خورشیدی است. وضعیت آموزش زنان در افغانستان تا سال ۱۳۰۰ خورشیدی بسیار محدود بود و آموزش‌های دختران در فضای خانه و به شکل غیررسمی انجام می‌شد. در همین سال، یک اتفاق بسیار شکوهمندی روی داد: با حمایت و تلاش ملکه ثریا طرزی، سنگ تهداب مکتب مدرن دخترانه به نام مکتب «مستورات» در کابل پایه‌گذاری شد. این سنگ‌بنا، آوردن تغییرات در سطح بسیار کلانی است در فضای سنگ و سمنت افغانستان. ملکه ثریا طرزی برای پشتیبانی از آموزش دختران، یکی از مهم‌ترین حامیان آموزش زنان بود و وی نقش در ایجاد و گسترش مکاتب دخترانه داشت. برخی از منابع در کنار تلاش‌های ملکه ثریا در تأسیس مکتب دخترانه‌ی مستورات، نام‌های اسما رسمیه طرزی، همسر محمود طرزی؛ روح‌افزا، خواهرزاده‌ی محمود طرزی، را نیر آورده‌اند. زنانی که در ایجاد نخستین مکتب دخترانه‌‌ی «مستورات» کابل نقش داشته‌اند؛ مکتبی که در سال ۱۳۲۱ خورشیدی نامش به لیسه‌ی «ملالی» تغییر داده شد.

گامی که ملکه ثریا طرزی در ۱۰۵ سال پیش در جهت ایجاد فضای آموزشی دختران و زنان با تهداب‌گذاری مکتب دخترانه‌ی مستورات گذاشت، اما پس از ۱۰۵ سال، به یک‌باره فضای آموزش دختران به عقب برگشت؛ زیرا در سال ۱۴۰۰ خورشیدی گروه طالبان به افغانستان تسلط یافت و فضای آموزشی دختران و زنان را برگرداند به ۱۰۵ سال پیش. یک عقب‌گرد ۱۰۵ ساله و رفتن در اعماق تاریخ. این، خیلی وحشتناک است. قضیه‌ای است دور از تصور که پس از ۱۰۰ سال، افغانستان به یک‌باره به درون تاریخ عقب‌گرد کند.

در همان زمان که با تهداب‌گذاری مکتب دخترانه‌ی مستورات در کابل، آموزش مدرن زنان در افغانستان کلید خورد، همان زمان در بخش‌هایی از جهان، آموزش دختران از مرحله‌ی ابتدایی به دبیرستان و دانشگاه عبور کرده بود. با این حال، گروه طالبان در ۱۴۰۰، که در افغانستان سلطه یافت، آموزش دختران را دوباره برگرداند به نقطه‌ی صفری؛ این برای افغانستان و جهان یک فاجعه است.

برگرداندن افغانستان به ته تاریخ، نه‌تنها ابعاد فاجعه‌بار برای افغانستان دارد و نه‌تنها زنان افغانستان از آن تأثیر می‌پذیرد، بلکه جهان یک مجموعه‌ی هماهنگ و واحدی است که هرگونه تغییرات در بخشی از کلیت اندام آن، دیگر اعضای آن نیز متأثر می‌شود. پس برخورد با سیاست امارت ملا هبت‌الهی و طالبانی نه‌تنها مسئولیت زنان افغانستان یا جامعه‌ی افغانستان است، بلکه جامعه‌ی جهان در مسئولیت آن دخیل است.

به هر روی، ایجاد مکتب دخترانه‌ی مستورات، نقطه‌ی عطف تاریخی در افغانستان است. نتایج همین مکتب بود که در سال ۱۳۰۷ گروهی از دختران فارغ‌التحصیل از از مکتب مستورات برای ادامه‌ی تحصیل به ترکیه اعزام شدند. برخی منابع تعداد آن‌ها را ۱۵ نفر و بعضی ۱۶ نفر دختر یاد کرده‌اند.

ایجاد شفاخانه‌ی اختصاصی زنان
یکی از اقدامات ملکه ثریا طرزی در دوره‌ی امان‌الله خان، ایجاد شفاخانه‌ای به‌نام «مستورات» است که برای نخستین بار، زن افغانستانی می‌توانست در یک مرکز درمانی مدرن، توسط کادر پزشکی زن و برای نیازهای پزشکی زنان درمان شود. شفاخانه‌ی مستورات در سال ۱۳۵۷ خورشیدی به‌نام «شفاخانه‌ی میوند» تغییر نام داد؛ شفاخانه‌ای که اکنون پا برجاست.

اقدام ملکه ثریا در ایجاد شفاخانه‌ی مستورات یا میوند فعلی روی یک رؤیای روشن استوار بود. تعبیر رؤیایش این بود که می‌خواست زن افغانستانی پزشک داشته باشد، شغل داشته باشد، خودش پزشک شود، قابله شود و شفاخانه‌ی مستورات یکی از مهم‌ترین گام‌ها در این رؤیا بود.

به هر روی، ملکه ثریا در تأسیس شفاخانه‌ی مستورات نقش مهمی داشت؛ اما در کنار وی می‌توان از ساهره بیگم، معروف به «سراج‌البنات»، خواهر شاه امان‌الله، در مدیریت اولیه‌ی شفاخانه‌ی مستورات نام برد. شفاخانه‌ی مستورات، جایی که بعدها کورس قابله‌گی، مکتب قابله‌گی، و کورس دندان‌سازی ایجاد شد. جایی که تلاش بر این بوده که خود زنان افغانستان را برای طبابت، قابله‌گی و خدمات صحی آموزش و تربیت کنند؛ نه مانند دوره‌ی کنونی امارت طالبانی که زنان را از تمام سطوح بهداشت و درمان حذف کرده و در گوشه‌ی خانه‌ها زندانی ساخته‌اند.

به هر روی، تمام جزئیات قضیه‌ی ایجاد مکتب مستورات و شفاخانه‌ی زنانه‌ی مستورات، یک پیام مهم دارد؛ آن این‌که در این پروژه‌ها نقش ملکه ثریا نمادین نبود. دست‌کم نظارت و حمایت وی در این پروژه‌های ارزشمند نقش مستقیم داشته است.

پس، ملکه ثریا را می‌توان یکی از چهره‌های زنانه‌ی تاریخ معاصر افغانستان به حیث رهبران تغییر دانست؛ او که با نوآوری خودش در مدرن‌سازی آموزش دختران و بهداشت و درمان زنان افغانستان کار تاریخی و سترگی انجام داده است.

اعزام دختران برای تحصیل به خارج
پشتیبانی و حمایت ملکه ثریا طرزی از اعزام دختران فارغ‌التحصیل مکتب مستورات نیز ماندگار است. در یکی از روایت‌های تاریخی، هنگام اعزام دختران، شاه امان‌الله و ملکه ثریا به ترکیه برای بدرقه‌ی آنان حاضر شدند. سپس ملکه ثریا به سفیر افغانستان در ترکیه دستور داد که از دختران، که برخی‌شان کمتر از ۱۴ سال داشتند، سرپرستی و مراقبت جدی کند.

تاریخ افغانستان پر است از روایت‌های مضحک! به طور مثال، در ۱۳۰۷ خورشیدی، شاه و ملکه دختران اعزامی را بدرقه می‌کنند، اما در سال ۱۴۰۰ خورشیدی ملا هبت‌الله آخوندزاده، رهبر امارت طالبانی، زنان و دختران را در عین منع از هرگونه برخورداری از حق آموزش، از هرگونه سفر داخلی و خارجی منع می‌کند؛ روایت مضحکی که شاید در هیچ سند تاریخی در گستره‌ی جهان پیدا نشود.

مبارزه با بی سوادی زنان
ملکه ثریا طرزی آموزش زنان را برای پیشرفت جامعه ضروری می‌دانست. وی در سخنرانی‌ها و فعالیت‌های عمومی درباره‌ی آموزش زنان صحبت می‌کرد. در یک کلام، ملکه ثریا یکی از پیشگامان جنبش آموزش و بیداری زنان افغانستان در آغاز قرن بیستم است. البته با آن‌که موتور تغییرات و نوآوری شاه امان‌الله بر اثر توطئه‌ی کهنه‌فکران و تاجران دین و مذهب از حرکت باز ماند، با این حال، اگر حکومت امان‌الله خان می‌ماند، از اثر فعالیت‌های ملکه ثریا طرزی شاید کارهای درخور توجه از نظر توسعه‌ی اجتماعی و تقویت حقوق زنان انجام می‌شد.

میرغلام محمد غبار از چشمدیدهایش گفته است؛ این‌که روزی ملکه ثریا در یک اجتماع از پیشرفت زنان جهان و عقب‌ماندگی زنان افغانستان سخن زد. زنان با درد بگریستند. ۵۰ نفر زن در همان مجلس خودشان را در خدمت معارف و تأسیس اولین مدرسه زنانه گذاشتند. ملکه چنان متأثر و منفعل گردید که خودش وظیفه‌ی مفتشی مکتب مستورات را به ذمه گرفت.

ترویج حضور زنان در اجتماع
ملکه ثریا طرزی، تغییرات را از خودش شروع کرد. این برخورد، کار ستودنی است: تغییرات خویشتن. سال ۱۳۰۷ خورشیدی است. لویه‌جرگه یا مجلس بزرگان افغانستان در پغمان کابل برگزار است. ملکه ثریا طرزی بدون پوشاندن صورت در لویه‌جرگه ظاهر شد. نمایندگان مردم با فضای کاملا بیگانه‌ای روبه‌رو شدند؛ اما ملکه ثریا با این اقدام تاریخی و نوگرایانه نخستین مشق تغییرات را در قالب «حجاب اختیاری» به جای حجاب اجباری را در صفحات درخشان تاریخ نوشت. این اقدام ملکه ثریا، خلق یک چارچوب بود، برای سیاست رفع حجاب اجباری در افغانستان.

هم‌چنین، در لویه‌جرگه‌ی کابل ملکه ثریا زنان روشنفکران قندهار را به حضور پذیرفت. با آن‌ها صحبت کرد. تحولات و زندگی نوین کشور را به آن‌ها گوشزد کرد.

پس تفاوت ملکه ثریا طرزی در این اقدام، با فعالان مدنی امروزی افغانستان که ادای روشنفکری را درمی‌آورند و از نوسازی جامعه سخن می‌زنند، اما هنوز خودشان در لاک تحجر بند مانده‌اند، از زمین تا آسمان است. اگر در طی ۲۰ سال زنان پروژه‌بگیر در قالب فعالان مدنی نتوانسته‌اند تأثیری در جامعه بگذارند، برای این است که تغییرات را از خود شروع نکرده‌اند؛ کاری که ملکه ثریا کرد، ایجاد تغییر در رفتار شخصی و خصوصی خودش بود.

به هر روی، ملکه ثریا بر خلاف عرف مسلط و حاکم جامعه‌ی آن روز در ملاءعام ظاهر شد. بدین‌سان الگوی تازه‌ای از حضور زن افغانستان را در جامعه رقم زد. پس، یکی از بهترین ویژگی‌های ملکه ثریا طرزی همین مبارزه با انزوای اجتماعی زنان بود؛ زیرا او در مراسم بسیار رسمی، برنامه‌های آموزشی و برخی از فعالیت‌های دولتی حضور پیدا می‌کرد.

وی از این طریق می‌خواست به زنان بفهماند که مشارکت اجتماعی زنان باید ترویج گردد. اقدام ملکه ثریا را نمی‌توان در دوره‌ی ۲۰ ساله‌ی دولت جمهوری از ۲۰۰۱ میلادی تا ۱۴۰۰ خورشیدی پیدا کرد؛ بماند اینکه زنان در دوره‌ی امارت طالبانی از تمام سطوح سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، و برخورداری از امتیازات حقوق شهروندی حذف شده‌اند.

بحث چادر و پوشش مبتنی بر عرف افغانستان یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات آن زمان بود. به هر حال، ملکه ثریا طرزی زنی بود که در متن حاکمیت فرهنگ مردسالاری، بر نظم عمومی شورید. تاریخ را ورق بزنیم، شهامت و جسارت این زن، سرمشق زنان افغانستان در تمام دوره‌های تاریخی امروز و فرداهاست.

البته با آن‌که عمل‌کرد شجاعانه‌ی ملکه ثریا ساطور کوته‌فکران، متحجران را دسته کرد و باعث شد که مردم تحریک شوند و علیه نوگرایی آن روز قیام کنند، ولی این شهامت، شجاعت و جسارت ملکه ثریا بخشی از فصل‌های زرین شجاعت و پایمردی در تاریخ زنان افغانستان است.

نشریه‌ی ارشادالنسوان
در تاریخ ۲۷ حوت ۱۲۹۹، یعنی ۱۰۵ سال پیش خورشیدی، در افغانستان یک اتفاق نادر روی داد: تأسیس نشریه‌ی زنانه‌ی «ارشادالنسوان». این نشریه که با حمایت و تلاش ملکه ثریا طرزی راه‌اندازی شد، یک انفجار در فضای مطبوعات مذکر افغانستان آن روز بود.

به سخن دیگر، در کنار مطبوعات دوره‌ی موسوم به «دوره‌ی امانی» که وسیله‌ی گسترش سواد، اصلاحات و آگاهی عمومی بود؛ اما شدیدا تحت نظارت دولت قرار داشت، ناگهان، تأسیس نشریه‌ی «ارشادالنسوان» فضای کاملاً مردانه و مذکر مطبوعات افغانستان را شکست و در چنین فضایی، انتشار نشریه‌ای اختصاصی برای زنان رویداد کوچکی نبوده است؛ نشریه‌ای که به کمک آن برای نخستین‌بار، زن افغانستانی نه‌تنها به‌عنوان خواننده بلکه وارد فضای تولید محتوا و مدیریت مطبوعات گردید.

نشریه‌ی ارشادالنسوان، هفتگی بود. با خط نستعلیق و چاپ سنگی چاپ می‌شد. اسما رسمیه طرزی مدیر مسئول، روح‌افزا سردبیر و مدیر تحریریه بود؛ اما حامی و نیروی اصلی پشت سر ایجاد نشریه ملکه ثریا طرزی بود؛ نشریه‌ای که برای مخاطبان زن و دختر افغانستانی به نشر می‌رسید.

این نکته خیلی مهم است که این نشریه، واقعاً یک نشریه‌ی «زنانه» بود. در اصل، هدف از انتشار این نشریه، آموزش، آگاهی، اصلاح وضعیت زنان افغانستان بود و مخاطب اصلی آن نیز زنان بود. مطالبی که در آن به نشر می‌رسید، نیز کاملاً فضای زنانه داشت؛ مثلا آموزش زنان و دختران، حقوق و آزادی‌های زنان، زندگی و دستاوردهای زنان، تربیت کودک، بهداشت و سلامت، خانه‌داری، آشپزی و خیاطی، آداب اجتماعی، مسائل اجتماعی و سیاسی، اخبار داخلی و خارجی. نشریه‌ای که ۱۰۵ سال در افغانستان نشر می‌شد، با تولید محتوای نشریات امروزی و دوره‌ی ۲۰ ساله‌ی جمهوری قابل قیاس نیست؛ بلکه خیلی بهتر و متنوع‌تر و مبتلابه‌تر بوده است.

سفرهای تاریخی
ملکه ثریا طرزی علاوه بر این‌که با آزادی پوشش و آزادی انتخاب در ملاءعام ظاهر شد، سفر دور و درازی ۶ ماهه پیوسته با همسرش، امان‌الله خان، را نیز در پیش گرفت؛ سفری که از ۱۹ قوس ۱۳۰۶ شروع شد و با دیدار رسمی در کشورهای ایران، ترکیه، شوروی، انگلستان، آلمان، فرانسه، ایتالیا، مصر و هندوستان به تاریخ جوزای ۱۳۰۷ پایان یافت. همین سفر ذهن ملکه ثریا را بیدار کرد و جرقه‌ی آبادی و پیشرفت کشور ذهنش را پر کرد. وی با کوله‌باری از تجربه و مشاهدات به کشور برگشت. روی همین مشاهدات و چشم‌دیدها رؤیاهای خود را برای تغییر و نوسازی جامعه طراحی کرد.

تشکیلات‌سازی سازمانی زنان
ملکه ثریا با حمایت همسرش، امان‌الله خان، اقدامات گسترده‌ای را برای مدرنیزاسیون افغانستان روی دست گرفت؛ اقداماتی که برخی‌شان مشخصاً مسائل زنان افغانستان را نشانه گرفت. از جمله این‌که وی برای حمایت از توسعه‌ی بشری زنان «انجمن حمایت نسوان» را در افغانستان به وجود آورد؛ نخستین سازمان رسمی زنان در افغانستان. این سازمان به تاریخ ۱۳۰۶ تأسیس شد. تشکیلاتی که در چارچوب کاری خودش، مدرنیزاسیون و اصلاحات اجتماعی ایجاد شد. هدف از این فعالیت‌ها حمایت از سیاست حکومت امانی در زمینه‌ی رهایی زنان بود. مسائلی چون ترویج آزادی زنان، ممنوعیت ازدواج اجباری، ممنوعیت ازدواج کودکان، مقابله با فروش دختران برای ازدواج، تشویق زنان به تحصیل علم، آمادگی زنان برای ورود به مشاغل حرفه‌ای، ترویج کنار گذاشتن حجاب و تفکیک جنسیتی، مقابله با بی‌عدالتی‌های شوهران علیه زنان، ارائه‌ی آموزش در زمینه‌های سوادآموزی، خیاطی و امور منزل و دیگر مسائلی مربوط به زنان.

این تشکیلات، همانند دیگر نهادهایی که در بالا گفته شد، کاملاً زنانه و برای زنان بود؛ مثلاً ریاست این انجمن را کبرا، خواهر امان‌الله، به عهده داشت. اداره‌ی انجمن توسط ۱۲ تن از زنان کابل به پیش برده می‌شد.

روندهای نوسازی در افغانستان همیشه در بازی شطرنج تحولات مات شده است. انجمن حمایت نسوان نیز با سقوط دولت امانی و روی کار آمدن حبیب‌الله کلکانی منحل شد. همان‌گونه که در سال ۱۴۰۰ خورشیدی، یعنی پس از ۱۰۰ سال با سلطه‌ی طالبان به کابل، «وزارت امور زنان» توسط طالبان منحل گردید.

تاریخ در افغانستان همیشه تکرار می‌شود؛ و در این تکرار، همیشه رو به عقب است؛ مثلاً با روی کار آمدن حبیب‌الله کلکانی به تاریخ ۲۸ جدی ۱۳۰۷، نشریه‌ی ارشادالنسوان نیز تعطیل شد و مکاتب دخترانه بسته گردید و دخترانی که برای تحصیل به خارج از کشور اعزام شده بودند، به کابل برگردانده شد. استفاده از حجاب اجباری و تفکیک جنسیتی دوباره روی کار آمد. اقداماتی که در ۱۴۰۰ خورشیدی توسط گروه طالبان در افغانستان اعمال شد. نشریات زنانه تعطیل گردیدند. زنان روزنامه‌نگار و مدیران مطبوعات چاپی و شنیداری و دیجیتال خانه‌نشین شدند. مکاتب دخترانه بسته گردید و تفکیک جنسیتی اعمال شد.

با آن‌که عمر سازمان «انجمن حمایت از زنان» خیلی کم بود، ولیکن نشان داده است که ملکه ثریا طرزی چگونه فعالیت‌های مربوط به رفاه و حقوق زنان را پشتیبانی کرد و چطور برای یادگیری فعالیت‌های تشکیلاتی «انجمن حمایت نسوان» را که هدف آن حمایت از زنان و افزایش آگاهی بود تشکیل گردید. ایجاد چنین سازمانی در آن زمان که جامعه روستایی و بسته بود، اقدام بسیار بدیع و نو بود. اما پس از چندین دهه، وضعیت حمایت از زنان عقب‌گرد وحشتناک‌تری کرد؛ زیرا امارت طالبانی در اوضاع و احوال ترقی‌خواهی امروزه، موضع کاملاً معکوس گرفته است؛ یعنی زنان را به طور کلی از لایه‌های جامعه حذف کرده است.

این رفت‌وبرگشت‌ها و تجربیات تاریخی، افغانستان را در کام هیولای عقب‌ماندگی نگه داشته است. نوسازی امان‌الله خان و ملکه ثریا طرزی با سقوط دولت امانی ناکام ماند؛ همان‌گونه که نوسازی دولت جمهوری که با حمایت جامعه‌ی جهانی روی کار آمد با سقوطش در کام گروه طالبان از بین رفت و کشور برگشت به دوره‌ی پیش از ۱۳۰۰ خورشیدی.

زیست‌نامه‌ی شخصی
سال ۱۲۷۸ خورشیدی دوره‌ی امارت عبدالرحمان خان است؛ حکومت متمرکز و محافظه‌کار و خون‌آشام با جامعه‌ی سنتی. در تاریخ ۳ قوس همین سال، ثریا طرزی، در شهر دمشق سوریه، که آن زمان بخشی از امپراطوری عثمانی بود، به دنیا آمد. وی فرزند محمود طرزی، روشنفکر و روزنامه‌نگار برجسته و طرفدار اصلاحات بود.

دلیل این‌که در بیرون از کشور به دنیا آمد، برمی‌گردد به داستان تبعید پدرش توسط عبدالرحمان خان. برای این‌که محمود طرزی پدر ثریا از روشنفکران و نویسندگان مهم آن زمان بود. در جریان اختلافات سیاسی با عبدالرحمان خان، عبدالرحمان خان وی را به همراه خانواده‌اش در ترکیه کنونی و امپراطوری عثمانی وقت تبعید کرد.

سال‌ها گذشت. پس از روی کار آمدن امیر حبیب‌الله خان، محمود طرزی رفع تبعید شد. محمود طرزی و خانواده‌اش به تاریخ جدی ۱۲۸۳ خورشیدی، به افغانستان برگشت و در کابل مستقر گشت. ثریا در آن زمان دختر جوانی بود.

سال ۱۲۹۲ خورشیدی است. امان‌الله جوان، هنوز پادشاه نیست؛ شاهزاده است. به تاریخ ۸ سنبله‌ی همین سال، ازدواج ثریا طرزی که ۱۳ سال و ۹ ماه داشت و امان‌الله در قصر قوم‌باغ کابل انجام شد. ۵ سال بعد، امان‌الله بر تخت پادشاهی نشست. در سال ۱۲۹۷ خورشیدی هم‌زمان با استقلال افغانستان در روابط خارجی، ثریا طرزی ملکه و بانوی اول افغانستان گشت. او کسی است که در کنار امان‌الله خانه، همسرش، تلاش کرد تا افغانستان را وارد فضای آموزش مدرن، آزادی‌های اجتماعی و مدنی و اصلاحات و حقوق زنان کنند. همین همسری ثریا با امان‌الله خان و روحیه‌ی اصلاحات‌طلبی هردو، ثریا طرزی را در مرکز تحولات سیاسی افغانستان قرار داد.

دست‌کم مهم‌ترین میراث ملکه ثریا طرزی این بود که تحصیل، فعالیت اجتماعی و مشارکت زنان بخشی از ادبیات و گفتمان رسمی دولت افغانستان شود؛ دقیقاً نقطه‌ی مقابل دوره‌ی امارت طالبانی که مسائل و موضوعاتی مربوط به زنان به طور کلی از گفتمان و ادبیات رسمی امارت طالبانی حذف شده است. گویا زن همانند غنائم یا حتی در رتبه‌ی خیلی پایین‌تر قرار دارد.

…و سرانجام
و سرانجام، رؤیاهای تغییر ملکه ثریا طرزی به فرجام نرسید؛ زیرا موتور اصلاحات و حکومت امان‌الله خان در پی مخالفت شدید گروه‌های ارتجاع و سنت‌گرا از حرکت باز ماند و به تاریخ ۲۵ جدی ۱۳۰۷ حکومت امانی سقوط کرد. امان‌الله برای جلوگیری از جنگ داخلی از سلطنت کنار رفت. سپس همراه خانواده بیرون شد. ابتدا به پاکستان کنونی که از قلمرو هند بریتانیایی بود، رفت و بعد با دعوت دولت ایتالیا، در شهر رم رفت و زندگی را در تبعید آغاز کرد.

و پایان کار این‌که ملکه ثریا به تاریخ ۳۱ حمل ۱۳۴۷ خورشیدی، در ۶۸ سالگی در شهر رم درگشت. پیکر وی با تشریفات رسمی به افغانستان انتقال داده شد و در آرامگاه خانوادگی‌اش در جلال‌آباد، در کنار همسرش، امان‌الله خان، دفن شد.

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: