زندگی و مرگ غم‌انگیز ذاکره

روایت‌های عصر ظلمت (74) نویسنده: ممتاز حسینی ذاکره در سپیده‌دم صبحی در یکی از قریه‌های دوردست ولایت ارزگان به دنیا آمد. خانواده‌اش بسیار صمیمی بودند. پدرش انسان کم‌حرفی بود که…

ادامه خواندنزندگی و مرگ غم‌انگیز ذاکره

معامله‌ی ازدواج ریحانه پیش از تولدش

روایت‌های عصر ظلمت (71) نویسنده: ممتاز حسینی ریحانه، باشنده‌ی یکی از ولسوالی‌های دورافتاده‌ی ولایت دایکندی، در خانواده‌ی مذهبی و سنتی به دنیا آمد. پدرش آهنگر و بی‌سواد بود. مادرش نیز…

ادامه خواندنمعامله‌ی ازدواج ریحانه پیش از تولدش

ازدواج اجباری، نوریه را جوان‌مرگ کرد

روایت‌های عصر ظلمت (66) نویسنده: ممتاز حسینی نوریه در یکی از ولسوالی‌های دورافتاده‌ی ولایت ارزگان، در خانواده‌یی سنتی و مذهبی به دنیا آمد. پدرش مردی دلاور و شجاع بود. او…

ادامه خواندنازدواج اجباری، نوریه را جوان‌مرگ کرد

دختران در قربانگاه سنت؛ سرنوشت اندوه‌ناک طاهره

روایت‌های عصر ظلمت (49) نویسنده: ممتاز حسینی طاهره در یکی از دهکده‌های دورافتاده‌ی ولسوالی میرامور ولایت دایکندی به دنیا آمد. خانواده‌اش بسیار مذهبی و سنتی، و پدرش مرد ظالمی بود.…

ادامه خواندندختران در قربانگاه سنت؛ سرنوشت اندوه‌ناک طاهره