عشقی که میان کوه‌ها دفن شد

روایت‌های عصر ظلمت (109) نویسنده: ممتاز حسینی در یکی از دره‌های دورافتاده‌ی ولایت دایکندی، میان کوه‌های بلند و راه‌های سنگلاخی، روستایی کوچک قرار داشت؛ روستایی که مردمش با سختی زندگی…

ادامه خواندنعشقی که میان کوه‌ها دفن شد

عشقی که به حسرت انجامید

روایت‌های عصر ظلمت (108) ممتاز حسینی داستان زیر حدود شش سال پیش، سال ۱۴۰۰ خورشیدی، در یکی از مناطق دوردست و کوهستانی ولایت دایکندی رخ داده است؛ جایی که مردم…

ادامه خواندنعشقی که به حسرت انجامید

شبنم؛ قربانی رسم و رواج‌ خشونت‌بار در قندهار

روایت‌های عصر ظلمت (101) نویسنده: ممتاز حسینی زحل، دختر خوش‌قلب و مهربان، اهل ولایت قندهار بود. او روایت دوستش، شبنم را با چشمانی پر از اشک، برای من تعریف کرد،…

ادامه خواندنشبنم؛ قربانی رسم و رواج‌ خشونت‌بار در قندهار

جمیله؛ مادری که قربانی بی‌سرپناهی دخترانش شد

روایت‌های عصر ظلمت (98) نویسنده: ممتاز حسینی من خود شاهد زندگی جمیله با دو دخترش هستم. جمیله باشنده‌ی منطقه‌ای دورافتاده در ولسوالی میرامورِ ولایت دایکندی است. او در یک خانواده‌ی…

ادامه خواندنجمیله؛ مادری که قربانی بی‌سرپناهی دخترانش شد