جمیله؛ مادری که قربانی بیسرپناهی دخترانش شد
روایتهای عصر ظلمت (98) نویسنده: ممتاز حسینی من خود شاهد زندگی جمیله با دو دخترش هستم. جمیله باشندهی منطقهای دورافتاده در ولسوالی میرامورِ ولایت دایکندی است. او در یک خانوادهی…
روایتهای عصر ظلمت (98) نویسنده: ممتاز حسینی من خود شاهد زندگی جمیله با دو دخترش هستم. جمیله باشندهی منطقهای دورافتاده در ولسوالی میرامورِ ولایت دایکندی است. او در یک خانوادهی…
پروندهی داستاننویسان زن افغانستان- ۱۳ نویسنده: قدم شاهی ۱ یک روی کاست تمام شد. او خواست بنشیند، مردی به پشت سرینش زد و گفت: «هوش که نشینی که حالی خواندن…
روایتهای عصر ظلمت (96) نویسنده: ممتاز حسینی روزی در کابل، مهتاب، باشندهی ولایت دایکندی، روایت فیروزه را برایم تعریف کرد؛ قصهای تلخ و جانکاه که روایت زندگی بسیاری از زنها…
روایتهای عصر ظلمت (94) عصر ظلمت، روزگاری است که صداها خاموش و روایتها فراموش میشوند. در این بخش از سلسلهی «روایتهای عصر ظلمت»، سراغ زنان کارگرِ مهاجر افغانستانی رفتهایم؛ نه…