روایت زندگی آغه‌گل، زن کارگر مهاجر

روایت‌های عصر ظلمت (92) عصر ظلمت، روزگاری است که صداها خاموش و روایت‌ها فراموش می‌شوند. در این بخش از سلسله‌ی «روایت‌های عصر ظلمت»، سراغ زنان کارگرِ مهاجر افغانستانی رفته‌ایم؛ نه…

ادامه خواندنروایت زندگی آغه‌گل، زن کارگر مهاجر

روایت زندگی حلیمه؛ پایان اندوه‌بار یک دانشجو

روایت‌های عصر ظلمت (89) نویسنده: ممتاز حسینی ساره، درد سوزناک گلویش را تحمل کرده، فاصله‌ی چندصد کیلومتری را پشت سر گذاشته و به کابل آمد. خود را به شفاخانه‌ی خصوصی…

ادامه خواندنروایت زندگی حلیمه؛ پایان اندوه‌بار یک دانشجو

سرگذشت آمنه؛ زندگی کار است و دیگر هیچ

روایت‌های عصر ظلمت (88) عصر ظلمت، روزگاری است که صداها خاموش و روایت‌ها فراموش می‌شوند. در این بخش از سلسله‌ی «روایت‌های عصر ظلمت»، سراغ زنان کارگرِ مهاجر افغانستانی رفته‌ایم؛ نه…

ادامه خواندنسرگذشت آمنه؛ زندگی کار است و دیگر هیچ

عشق و مرگ؛ روایت سرگذشت صغرا، زنی از میان کوهستان‌های افغانستان

روایت‌های عصر ظلمت (87) نویسنده: ممتاز حسینی ۱ روایت صغرا، روایت تمام زنان افغانستانی است که هزاران بار مرگ و زخم را تجربه می‌کنند: مرگ در زمان زایمان، مرگ عشقی…

ادامه خواندنعشق و مرگ؛ روایت سرگذشت صغرا، زنی از میان کوهستان‌های افغانستان