نویسنده: قوم شاهی
یادداشت: زنی در سنگر مبارزه علیه تاریکی. آرام و بیصدا؛ ولی ژرف و عمیق. آهسته، بدون بوق و کرنا. زنی با گامهای استوار برای تغییر: دکتور سکینه یعقوبی. تنها و یکتنه مانند بلدوزر برای تغییر جامعهی افغانستان از راه آموزش کار و فعالیت کرده است. او یکی از برجستهترین شخصیتهای عرصهی خدمات آموزشی، اجتماعی و حقوق بشری در افغانستان است. همچنین وی بنیانگذار و مدیرعامل «انستیتوت آموزشی افغانستان» (Afghan Institute Learning/ AIL) است که بیش از سه دهه از زندگی خود را وقف آموزش دختران، توانمندسازی زنان و توسعهی آموزش و پرورش افغانستان کرده است. وی را میتوان یکی از پیشگامان آموزش مدرن و زنی با گامهای استوار و مطمئن برای تغییر در افغانستان گفت. کسی که از مهمترین چهرهی آموزش دختران و زنان افغانستان به شمار میرود.
نشریهی صدای زنان افغانستان، در این شماره به کارنامهی این بانوی تأثیرگذار میپردازد. روایت زنان تأثیرگذاری چون دکتور سکینه یعقوبی، روایت بخشی از توانمندی زنان افغانستان برای توسعه و تغییر است. نشریهی صدای زنان افغانستان باور دارد که در کنار کارهای روزنامهنگاری، پرداختن به کارنامهی زنانی که پاشنهی اجتماع را به حرکت درآوردهاند، پایداری و مقاومت زنان افغانستانی را جار میزند.
در زمانهای که امارت گروه طالبان، زنان را از تمام عرصههای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و زندگی حذف کرده و در پستوهای خانه دکوربندی کرده است، برجستهکردن، بولدسازی، هایلایتکردن زنان تأثیرگذار افغانستانی اهمیت ویژه دارد. هدف ما روشن است: شناسایی توانمندی و توانایی زنان افغانستان، اگر مانعی برای تبارز توانایی، توانمندی و تغییر آنان موجود نباشد.
*
کارنامهی آموزش برای تغییر
سکینه یعقوبی یکی از فصلهای درخشان تاریخ معاصر افغانستان است. زنی با ارادهی استوار برای تغییر از راه آموزش و پرورش حتا در بنبستها و دروازههای بسته. وی در سال ۱۹۹۲ میلادی فضای دانشگاه را در امریکا رها کرد و به آغوش خاکباد وطن برگشت. شاید برای خیلیها ترک فضای دانشگاهی امریکا از نظر شخصی کاری حتا نابخردانهای باشد. اینکه کسی برگردد به خاکباد وطن جنگزده و پرآشوب؛ وطنی که فرزندان ناخلفش تا توانستهاند لت و پارش کردهاند.
سکینه یعقوبی در سال ۱۹۹۲ پس از پایان دورهی تحصیلات دانشگاهی، همزمان با سقوط دولت دکتر نجیبالله و آغاز جنگهای داخلی از امریکا به پیشاور پاکستان رفت. به کمیتهی بینالمللی نجات (International Rescue Committee (IRC)) بهعنوان مدیر نخستین دورهی تربیت معلم و سپس هماهنگکننده (Coordinator) پیوست تا در اردوگاههای مهاجران افغانستانی فعالیت کند. در آنجا مسئول برنامهی آموزش معلمان زن شد. او به این نتیجه رسید که آموزش، مهمترین ابزار برای نجات جامعهی افغانستان است. وی به مدت چهار سال بهعنوان هماهنگکنندهی آموزشی، تربیت معلم، امور صحی کمپ فعالیت کرد؛ اما ناگهان اتفاق ناخوشایندی روی داد. منابع مالی کمیتهی بینالمللی نجات (IRC) ته کشید. کمیتهی پیشاور را رها کرد. مکتب شروع به بستهشدن کرد؛ لحظات بسیار دشواری بود؛ لحظاتی که چیزی نمانده بود که امیدها به یکباره به خاکستر بنشیند.
در این بین، اما سکینه یعقوبی با آن ارادهی استوارش خود را از عرصههای آموزشی کنار نکشید. یک تنه در میدان آمد. آیا باید چه نقشهای را طراحی میکرد؟ به راستی چه کار باید می کرد؟
وی طرحی نو در انداخت. با خودش اندیشید: از کجا باید آغاز کنم؟ آیا راه «تغییر» از کجا میگذرد تا زمینههای توسعه شکل بگیرد؟ وی شهر آرزوها یا «اتوپیای» خود را نقشهبرداری کرد. نقشهاش دقیقاً در مسیر آن چیزی بود که تغییر جامعه و توسعه از آن میگذرد.
چهار سال از فعالیت وی در کمپ مهاجران افغانستانی در پیشاور گذشته است. وی در سال ۱۹۹۵ میلادی انستیتوت آموزشی افغانستان (Afghan Institute Learning/ AIL) را که یک سازمان غیردولتی است و هدف آن ارائهی آموزش، خدمات بهداشتی، سوادآموزی و آموزش حرفهای و توانمندسازی زنان را تشکیل میدهد، با هزینهی شخصی ۲۰ هزار دالر راهاندازی کرد؛ کاری که از عهدهی هر افغانستانی برنمیآید و نیامده است. او به خوبی دریافته بود که مهاجران هممیهن کمپ مهاجران، نیاز به تربیت معلم دارد. او به خوبی درک کرده بود که دو باب مکتب نیاز به حمایت داشت. پس از راهاندازی انستیتوت آموزشی افغانستان به امریکا برگشت. طی دو ماه تلاش کرد تا منابع مالی برای پیشبرد فعالیتهایش پیدا کند. وی بعدها از نخستین دیدارش از کمپ مهاجران افغانستان در پیشاور گفت: «وقتی زنان و کودکانی را دیدم که همه بیسرنوشت هستند، اولین چیزی که زندگیام را تغییر داد، مرا صاحب قدرت کرد و مرا به دنیا شناساند، تعلیم و تربیت بود.» در ابتدا نقشهاش شاید خیلی دور از ذهن میرسید. یک زن، زن افغانستانی که اینقدر اعتمادبهنفس به خرج بدهد که برای تغییر گام بزرگی را بردارد، برای خیلیها تأملبرانگیز بود. وی آهسته و پیوسته باید راه میپیمود و پیمود. آرام و بیصدا. اما فضای سیاسی در افغانستان دگرگون شد. گروه طالبان، در سال ۱۹۹۶ میلادی از راه رسید. این گروه در بخش بزرگی از افغانستان، از جمله کابل، تسلط یافت و نخستین دور حاکمیت خود را آغاز کرد. دورهی تاریکی و سیاه با تسلط این گروه در افغانستان چیره گشت؛ اما سکینه یعقوبی و تیم همراهش علیه تاریکی گروه طالبان ایستاد. از پا ننشست. ناامید نگشت. در سال ۱۹۹۷ برای چیرگی بر تاریکی و تیرگی، با فعالکردن محورهای آموزشی در داخل کشور در شرایط سلطهی دور اول گروه طالبان، برنامههای انستیتوت آموزشی افغانستان را گسترش داد.
نخستین برنامهها و شبکههای پنهانی آموزشی و برنامههای بهداشتی را به شکل زیرزمینی در شهر زادگاه خودش، هرات، آغاز کرد؛ زیرا که آموزش زنان و دختران اعم از آموزشهای رسمی و غیررسمی در زیر سلطهی گروه طالبان ممنوع اعلام شده بود. سپس شبکههای پنهانی و زیرزمینی را به کابل، جلالآباد و دیگر ولایات گسترش داد. این آغاز عملی حضور فعالیتهای آموزشی سکینه یعقوبی در داخل کشور بود.
انستیتوت آموزشی افغانستان توانست در زیر سلطهی گروه طالبان حدود ۸۰ مدرسهی مخفی خانگی برای نزدیک به ۳۰۰۰ دختر راهاندازی کند. هزاران معلم زن را آموزش بدهد. نیازمندیهای آموزشی از قبیل کتاب و مواد آموزشی برای آموزگاران و دانش آموزان تدارک ببیند. کلاسهای مخفی را از ساعت ۷:۳۰ صبح تا ۵:۳۰ بعد از ظهر دایر کند.
نخستین دور سلطهی گروه طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی از بین رفت، سکینه یعقوبی در امتداد فعالیتهایش در سال ۲۰۰۲ تعداد ۸۰ مکتب خانگی در مناطق شهری و غیرشهری را اداره میکرد و سه هزار دانشآموز دختر در چهار ولایت در آن مشغول آموزش بودند.
پس از سقوط گروه طالبان، وی در افغانستان دفتر کار باز کرد. روی آموزش زنان تمرکز نمود. از سنین ۶ تا ۶۰ ساله. وی خانهاش را در افغانستان برای دفتر کارش اختصاص داد. بعدها فعالیت انستیتوت آموزشی افغانستان (AIL) گسترش یافت. مدارس، مراکز آموزشی، درمانگاهها و برنامههای توسعهی اجتماعی در افغانستان و پاکستان را گسترش داد. تمرکزش بیشتر روی آموزش قرار گرفت. برعلاوه فعالیت در عرصههای خدمات صحی را نیز در برنامهی خویش قرار داد. ابتدا موبایل کلینیک را راهاندازی کرد. به گفتهی خودش در یکی از گفتوگوهایش با مرکز برکلی، ۲۰ هزار آموزگار را تریبت کردهایم. سپس دفاترش را توسعه داد و در کابل و هرات شروع به فعالیت کرد.
سکینه یعقوبی در یکی از فرازهای سخنرانی خودش گفته است: «هر مدرسهای را که میسازیم، مشعلی میافروزیم که سایههای جهل را میسوزاند و دیواری از تاریکی را فرو میریزد.» روی همین جهت، طی گزارشی در سال ۱۳۹۴ «۴ مکتب در کابل و هرات زیر نظر انستیتوت آموزشی افغان فعالیت میکرد.» بر زبانآوردن آمارها شاید خیلی دشوار نباشد، اما فراهمکردن عملی زمینهی آموزشی مکتبخانههای مخفی برای ۳ هزار پسر و دختر افغانستانی در زمان حاکمیت طالبان کار دشوار و حتا بیرون از دایرهی تصور است.
عرصهی کار و فعالیت و کارکرد خانم سکینه یعقوبی در بخش آموزش، کارستان است. طی گزارشی در سال ۱۳۹۲ خورشیدی: «سکینه یعقوبی در پاکستان ۱۵ مدرسه برای ۲۷ هزار دانشآموزش با حمایت مالی کمیتهی بینالمللی مهاجران احداث کرد. سپس ۵۲ مرکز آموزش ابتدایی، توسعه یافت.»
فراهمکردن زمینهی تعلیم و تربیت زنان و دختران که از مکتب بازماندهاند، بخش دیگر فعالیت انستیتوت آموزشی افغانستان است. در گزارشی (بدون درج تاریخ) آمده است که این مراکز در ۹ ولایت افغانستان فعالیت دارند. این مراکز زنان و دخترانی را جذب میکنند که به دلیل جنگ و مهاجرت نتوانستهاند درس بخوانند؛ بهطور مثال، دختری که در یکی از این مراکز آموزشی درس خواند، آموزش عالی را پاس کرد و خودش مرکز آموزشی برای دختران و زنان در روستاهای دورافتادهی دایکندی ایجاد کرد و سبب تغییر این روستاها گردید. مثال دیگر، صغرا در دایکندی ۳ مرکز آموزشی در نیلی و ولسوالیها راهاندازی کرد که حدود ۲۰۰ شاگرد در آنجا درس میخوانند.
کارنامهی خدمات صحی و بهداشت و درمان
علاوه بر فعالیتهای آموزشی، طبق گزارش سال ۱۳۹۴ چهار کلینیک صحی در کابل و هرات فعالیت میکردند که خدمات صحی را رایگان ارائه میدادند؛ از جمله شفاخانهی حمایت طفل و مادر سکینه یعقوبی در هرات بهطور گسترده و فعال در خدمت مردم است؛ به طور مثال، به گفتهی مسئول بخش سمینارهای آموزشی انستیتوت آموزشی افغانستان، «در ساحات دوردست و ولسوالیها که کارکنان صحی وجود ندارد، کارمندان ما توانستهاند مریضان را از مرگ حتمی نجات بدهند.»
علاوه بر خدمات صحی، بخشی از فعالیتهای صحی خدمات صحی این انستیتوت، تربیت کدر صحی است؛ مثلاً طبق گزارش ۲۰۲۴ میلادی «تا حال بیشتر از ۱۰۰ تن از کارآموزان از شفاخانهی حمایت طفل و مادر سکینه یعقوبی در هرات فارغالتحصیل شدهاند».
کارنامهی خدمات بشردوستانه
علاوه بر عرضهی خدمات آموزشی و بهداشتی/ صحی سکینه یعقوبی از راه انستیتوت آموزشی افغانستان در مناطق مختلف افغانستان، فعالیتهای بشردوستانهای را نیز انجام داده است که بخشی از آن اشاره میشود:
– کمک به آسایشگاه پیر هرات، گزارش ۲۰۲۳؛
– حفر ۱۲ حلقه چاپ آب آشامیدنی صحی در ولایات مختلف افغانستان، گزارش ۲۰۲۴؛
– کمک به سیلزدگان روستای دهانهی لرخواب ولسوالی دوشی و منطقهی لقهی بغلان بر مبنای گزارش ۲۰۲۴، از قبیل قرطاسیه و لوازم مکتب و مواد غذایی.
کارنامهی فعالیتهای متفرقه
علاوه بر راهاندازی مراکز آموزشی، مدیریت، پیدا کردن منابع مالی، تمویل، و عرضهی خدمات بهداشتی/ صحی دیگر فعالیتهای زیر را نیز راهاندازی کرده که سرانگشتی به آن اشاره میشود:
– دانشگاه مجازی معراج، برابر گزارش ۱۳ اکتبر ۲۰۲۴
– تلویزیون جهانی معراج، برابر گزارش ۱۳ اکتبر ۲۰۲۴؛
– ایستگاه رادیویی معراج، هراتکلوپ جوانان (AIL Youth Club) که طی گزارش سال ۲۰۲۵ دور چهارم آن با هدف ارتقای مهارتهای رهبری جوانان و تقویت نسل پویا به پایان رسید؛
– آموزش پرستار و کارمندان صحی برای کمک به زنان در روستاها؛
– برگزاری سیمینارها و کارگاههای آموزشی برای زنان و دختران؛
– کودکستان پروفسور یعقوبی، گزارش ۲۶ اگست ۲۰۲۴؛
– مراکز زبانهای خارجی؛
-پرورشگاه؛
– دارلایتام؛
– کارگاههای آموزشی تعلیمی، حقوق بشر، دموکراسی، کاهش خشونت علیه زنان، تقویت تدریس مکاتب و مسائل مربوط به صحی؛
– سخنرانی در مجامع بینالمللی مانند ملل متحد، دانشگاه اکسفورد، دانشگاه استنفورد دربارهی آموزش دختران و آینده.
گفتنی است که سکینه یعقوبی در بیش از ۲۰۰ کنفرانس بینالمللی سخنرانی کرده و از حقوق مردم افغانستان دفاع کرده است.
زیستنامهی شخصی
سکینه یعقوبی در ۱۹۴۹ یا ۱۹۵۰ میلادی (در هیچ منبعی دقیق ذکر نشده است) در هرات به دنیا آمد؛ سالهایی که پادشاهی محمدظاهر شاه برقرار بود. افغانستان از نظر سیاسی دورهی نسبتا آرامی را پشت سر میگذاشت و در بازهی زمانی کوتاهی آزادیهای سیاسی نسبی را داشت تجربه میکرد.
سکینه یعقوبی آموزش را با تشویق پدرش در مکتبخانه و مسجد محل، خیلی زودتر از سن آموزشی، با یادگیری مضامین دینی شروع کرد. جایی که فقط سه کتاب برای آموزش بود. شش ساله بود که میتوانست بخواند. سپس، بازهم به تشویق پدرش به مکتب سرکاری فرستاه شد. کمی که بزرگتر شد، فامیل و اطرافیانش میگفتند: چرا ازدواج نمیکند؟ در آن زمانها دختران در ۱۴ سالگی به خانهی شوهر فرستاده میشد.
برخلاف سنتهای رایج افغانستان آن زمان، پدرش برای آموزش وی بسیار اهمیت قائل بود. او را به ادامهی تحصیل تشویق کرد. به گفتهی یعقوبی در یکی از مصاحبههایش: «پدرش بزرگترین الهامبخش زندگی وی بوده است.»
سکینه در جایی گفته است که در زمانی که وی در مکتب درس میخوانده، خیلی از دانشآموزان، مکتب را به دلیل ناداری و تهیدستی رها میکردهاند. پدر سکینه یعقوبی با آنکه نادار بوده، ولی نیازمندیهای خانواهاش را براورده میساخته و مشوق اصلی آموزش دخترش بوده است.
سکینه یعقوبی پس از اتمام مکتب، میخواست که به دانشکدهی پزشکی یا مهندسی برود و درس بخواند. زمانی که میخواست از هرات به کابل برود که یک اتفاق شگرفی روی داد که سرنوشت وی را برای همیشه به سوی دیگر سوق داد. این اتفاق، پذیرش وی در کالجی در امریکا بود، و همچنان پدرش، مرد همیشه وفادار به آموزش که دختری با این ظرفیت را وارد جامعه ساخت، با رفتن دخترش به امریکا موافقت کرد. از سویی، پدرش احساس میکرد که شاید و ضعیت افغانستان بدتر شود، و سکینه یعقوبی به امریکا رفت. دومین سال اقامت سکینه یعقوبی در امریکا بود که اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان نیرو گسیل کرد. افغانستان درگیر آشوب و بلوایی شد که تا اکنون ملت درگیر آن است. سکینه یعقوبی میخواست که پیشنیاز پذیرش در دانشکدهی پزشکی بخواند؛ زیرا وی آرزو داشت و میخواست که داکتر (پزشک) شود. انگلیسیاش آنچنان خوب نبود؛ ولی ارادهی پولادین وی را ببینید: به گفتهی خودش: وی تلاش کرد. بسیار تلاش کرد. کلاسهای نیمهوقت گرفت. خلاصه، وی به دانشگاه اقیانوسیه (University of Pacific) واقع در اسکتون کالیفورنیا شامل شد. کارشناسی علوم زیستی را در سال ۱۹۷۷ به پایان برد.
سپس، به دانشکدهی لوما لیندا (Loma Linda University) مصاحبه داد. در آنجا در رشتهی بهداشت عمومی (Public health) پذیرفته شد. مدرک کارشناسی ارشد بهداشت عمومی (MPH) را در دانشگاه لوما لیندا به دست آورد. زمانی که وی در دانشگاه درس میخواند، همزمان کارهای مختلفی مثلاً در شفاخانه و کتابخانه نیز انجام میداد. پس از پایان تحصیلات مدتی در گروس پوینت، میشیگان امریکا به.عنوان استاد دانشگاه و مشاور بهداشت فعالیت کرد.
سکینه یعقوبی در یکی از گفتوگوهایش در جایی گفته است که زمانی که کوچک بوده، میدیده که بسیاری خانمها به دلیل حاملگی میمردهاند. وی از همان هنگام آرزو داشته که داکتر شود و برای مردم خدمت کند و مردم صحتمند در افغانستان داشته باشد.
افتخارات و جوایز بینالمللی
سکینه یعقوبی، فراتر از شعارش که «هر زنی باید روی پاهای خودش بایستد و توان آن را داشته باشد که مستقل باشد»؛ بخشی از برنامه و عملکرد تغییر جامعهی افغانستان است. کردار نیک سکینه یعقوبی خوشبختانه در سطح جهانی بازخورد خوبی گرفته است. ما باور داریم که وی با اینکه مصدر خدمات شایانی در افغانستان شده است، وی همچنان در میهن خودش ناشناخته است. این ناشناختگی بماند که هیچ، سکینه یعقوبی از نظر سلطهی حاکم، یعنی گروه طالبان، دشمن افغانستان و مردمش است؛ زیرا که وی به دست مردم روشنایی داده است و خدمات نیکی به مردم کشورش عرضه کرده است.
دلیل دشمنی سکینه یعقوبی با مردم افغانستان از نظر گروه طالبان و ملا هبتالله این است که برابر گزارش ۱۳۹۴ خورشیدی، انستیتوت آموزشی افغانستان (AIL) از آغاز روز فعالیت تا سال ۱۳۹۴ خورشیدی به حدود ۱۲ میلیون نفر خدمترسانی کرده است؛ اما در عوض، ملا هبتالله و گروه طالبانیاش در طول فعالیت خود حق تمام مردم کشور خودش را تضییع کرده است.
بنابراین، آیا شایسته نیست که ملا هبتالله و رهبران گروه طالبان در دادگاه بینالمللی محاکمه شود و مجازات گردد؟ آیا شایسته نیست که سکینه یعقوبی ستایش شود؟ به هر روی، بازخوردهای بینالمللیای که از منابع رسمی خود انستیتوت به دست آمدهاند، به پاس خدمات شایسته و نیکوی سکینه یعقوبی و انستیتوت آموزشی افغانستان (AIL) به رهبری و مدیریت وی صورت گرفته است، به قرار زیر لیست میگردد:
– دریافت ۶ دکترای افتخاری سکینه یعقوبی از دانشگاههای معتبر جهان، از جمله، دانشگاه اقیانوس آرام University Pacific (۲۰۰۷)، دانشگاه لوما لیندا Loma Linda University(۲۰۰۸)، دانشگاه سنتا کلارا Santa Clara University (۲۰۱۰)، دانشگاه پرینستون Princeton University (۲۰۱۳)، دانشگاه سنت یوسف University of Saint Joseph (۲۰۱۴)، دانشگاه پرینستون امریکا در سال ۲۰۱۳، Middlebury Institute of International Studies at Monterey در سال ۲۰۱۶؛
– ۲۰۰۹ میلادی، «جایزهی هنری آر. کراویس» Henry R. Kravis Prize in Nonprofit Leadership از سوی Kravis Leadership Institute به پاس رهبری برجسته در بخش غیرانتفاعی، بهویژه فعالیتهای آموزشی و صحی برای زنان و کودکان افغانستانی و مهاجران افغانستان. ارزش جایزه ۲۵۰ هزار دالر است که برای انستیتوت آموزشی افغانستان اختصاص یافته است؛
– ۲۰۰۱ میلادی، «جایزهی بیل گراهام» Bill Graham Award، از طرف ریکس فوندیشن (Rex Foundation) به خاطر خدمات به کودکان قربانی جنگ و نقض حقوق بشر در افغانستان از سوی انستیتوت آموزش افغانستان به رهبری سکینه یعقوبی. این جایزه بیشتر به فعالیت سازمانی و اجتماعی انستیتوت آموزش افغانستان (AIL) مربوط میشود؛
– ۲۰۰۳ میلادی، «جایزهی صلحساز در عمل» (Peacemakers in Action Award) از سوی «مرکز تنباوم برای تفاهم بین ادیانی» (Tanenbaum Center for Interreligious Understanding) به پاس تلاش در صلحسازی و گفتوگوی میان فرهنگی به سکینه یعقوبی داده شده است. این جایزه برای تجلیل از افرادی است که در مناطق درگیر جنگ و خشونت برای صلح، آشتی، کاهش تنشهای اجتماعی و کمک به مردم آسیبدیده فعالیت میکند؛
– ۲۰۰۴ میلادی، جایزهی حقوق زنان (Women rights Prize) از طرف بنیاد پیتر گروبر (Gruber Foundation) به پاس دفاع از حقوق زنان و آموزش دختران به سکینه یعقوبی همراه با انستیتوت آموزش افغانستان به خاطر فعالیتهایی در زمینهی آموزش دختران و زنان، سلامت و توانمندسازی زنان اعطا شده است. برخلاف جایزهی بیل گراهام، این یک جایزهی شخصی برای خود سکینه یعقوبی است.
– ۲۰۰۵ میلادی، جایزهی دموکراسی (Democracy Award) از طرف بنیاد ملی دموکراسی امریکا (National Endowment for Democracy (NED)) به پاس ترویج دموکراسی، حقوق بشر، مشارکت مدنی، آموزش مدنی آموزش دموکراتیک و حقوق زنان در افغانستان؛
– ۲۰۰۶ میلادی، جایزهی شهروند پیشرو (Citizen Leader Award) از طرف دانشگاه پسیفیک (University of the Pacific) به خاطر رهبری اجتماعی و خدمات بشردوستانه و ایجاد تغییر به سکینه یعقوبی اعطا شده است؛
– ۲۰۰۶ میلادی، «جایزهی اسکال برای کارآفرینی اجتماعی» (Skoll Award for Social Entrepreneurship) از سوی بنیاد اسکال (Skoll Foundation) برای نوآوری اجتماعی از طریق برنامههای انستیتوت آموزشی افغانستان (AIL)، بهعنوان بنیانگذار و رهبر انستیتوت آموزش افغانستان، توانمندسازی زنان و آموزش به سکینه یعقوبی اعطا شده است؛
– ۲۰۰۷ میلادی، «جایزهی بینالمللی فعالان گلایتسمن» (Greisman International Activist Award) از سوی مرکز رهبری عمومی دانشگاه هاروارد (Harvard University) برای فعالیتهای برجسته در آموزش، حقوق زنان و توسعهی انسانی، آموزش دختران، سلامت، حقوق بشر و توانمندسازی زنان به سکینه یعقوبی اعطا شده است؛
– ۲۰۱۲ میلادی، «جایزهی رهبری لوتوس» (Lotus Leadership Award) از سوی بنیاد آسیا به پاس رهبری برجسته و تلاش برای آموزش و توانمندسازی زنان و جوامع افغانستان به سکینه یعقوبی اعطا شده است؛
– ۲۰۱۲ میلادی، «جایزهی افتخاری جهانی کودک» (World’s Children’s Prize for the Rights) از سوی بنیاد جایزهی جهانی کودکان در سوئد (World’s Children’s Prize) به سکینه یعقوبی به پاس مبارزهی طولانی و دشوار برای حق آموزش کودکان افغانستان، بهویژه دختران، دسترسی به خدمات صحی و آگاهی از حقوق کودکان به سکینه یعقوبی اعطا گردیده است؛
– ۲۰۱۳ میلادی، جایزهی «بنیاد جایزهی اپوس» (opus Prize) از سوی بنیاد جایزهی اپوس (Opus Prize Foundation) که یک سازمان خیریهی مستقل امریکایی است، هر سال یک دانشگاه کاتولیک در امریکا با این بنیاد همکاری میکند. این جایزه به رهبران برجستهی فعالیتهای بشردوستانه و کارآفرین اجتماعی، فعالیتهای آموزشی و اجتماعی اعطا میشود. این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بشردوستانه در جهان و مبلغ این جایزه ۱ میلیون دالر امریکایی است. بنابراین، مبلغ ۱ میلیون دالر به سکینه یعقوبی و سازمانش اعطا گردیده است؛
– ۲۰۱۵ میلادی، «جایزهی آموزش وایز» (WISE Prize for Education) که در حوزهی آموزش است، و از آن به نوبل آموزش یاد میشود، از سوی ابتکار اجلاس جهانی نوآوری در آموزش (WISE Foundation) زیر نظر بنیاد قطر (Qatar Foundation) فعالیت میکند، اعطا میشود. مبلغ پولی این جایزه ۵۰۰ هزار دالر امریکایی است. این جایزه از معتبرترین جوایز جهانی است که به شخصیتهای برجستهی حوزهی آموزش به دلیل نوآوری در آموزش دختران داده میشود. این بار این جایزه به سکینه یعقوبی به دلیل فعالیتهای آموزشیاش اعطا شده است؛
– ۲۰۱۶ میلادی، «جایزهی هارولد دبلیو. مک گراو جونیور در آموزش» (Harold W. McGraw Jr. Prize in Education) از سویFoundation Harold W. McGraw Jr. Family با همکاری University of Pennsylvania School of Education برای یک عمر خدمات در آموزش و نوآوری آموزشی بهویژه دختران و زنان افغانستان به سکینه یعقوبی اعطا گردیده است؛
– ۲۰۱۷ میلادی، «جایزهی صلح سانهاک» (Sunhak Peace Prize) از سوی کمیتهی صلح سانهاک (Sunhak Peace Prize Foundation) برای افرادی داده میشود که با سازمانهایی که برای صلح، توسعهی انسانی، گسترش آموزش، و توانمندسازی زنان فعالیت میکند. این جایزه برای هریک از برندهها ۵۰۰ میلیون دلار است که از بین بیش از ۲۲۵ تن از ۷۶ کشور جهان، این جایزه به دکتور سکینه یعقوبی و دکتر جینو سترادا، که در ۱۷ کشور شرق آفریقا و خاورمیانه فراهم کرده است، اهدا گردید. جایزه به پاس کمک به آموزش، ارتقای حقوق زنان و توانمندسازی پناهندگان افغانستان به سکینه یعقوبی اعطا گردیده است؛
– ۲۰۲۰ میلادی، «جایزهی اورورا برای بیداری انسانیت» یا «جایزهی بشردوستانهی اورورا» (Aurora Humanitarian) از سوی ابتکار بشردوستانهی اورورا (Aurora Prize for Awakening Humanity) به پاس دههها فعالیت او برای آموزش، سلامت و حقوق زنان و کودکان و یکی از چهرههای برجستهی بشردوستی جهان به دکتور سکینه یعقوبی اعطا شده است.
– ۲۰۲۰ میلادی، «جایزهی رهبری ایستادگی» یا «رهبری برخاسته از عمل» (Stand Up Leadership Award) از سوی کنوانسیون بینالمللی Stand Up، در دالاس آمریکا (Stand Up/ Foundation LEADS) به پاس رهبری و فعالیت چند دههی سکینه یعقوبی و رهبری الهامبخش و خدمات بشردوستانهی وی در زمینهی آموزش، توانمندسازی زنان و دختران، حقوق بشر و خدمات اجتماعی در افغانستان به وی اعطا شده است.
مقایسهی سکینه یعقوبی با چهرههای آموزش در دیگر کشورها
مطالعات نشان میدهد که سکینه یعقوبی از جزء شناختهترین زنان جهان در حوزهی آموزش و اصلاح نظام آموزشی است. برخی از زنانی که برجستهترین و شناختهشدهترین چهرههای آموزشی در جهان هستند، میتوان از «ساویتریبای پوله»، نخستین معلم زن هند و پیشگام آموزش دختران و بنیانگذار نخستین مدرسهی دخترانهی مدرن؛ «ماریا منتهسوری» ایتالیایی بنیانگذار روش آموزشی منتهسوری، روشی که در سراسر جهان اجرا میشود؛ «ایما ویلارد» از پیشگامان آموزش عالی زنان و بنیانگذار مدرسه Troy Famale Seminary در امریکا؛ «شارلوت ماسون» نظریهپرداز برجستهی آموزش کودک و از اثرگذاران مربیان بریتانیا؛ «وانگاری ماتی» که نقش مهمی در آموزش و توانمندی زنان کنیا داشت.
این مقایسهها درواقع وزن کردن است. ترازو است. بنابراین، زنان میتوانند جهانی را از نو بسازند. جهانی را تازه کنند. جهانی را تغییر بدهند؛ آنگونه که این زنان توانستهاند نقش سازندهای را در جامعه بازی کند. مقایسهی بالا بین کنشگران روشنیبخش بودند؛ اما میتوانیم سکینه یعقوبی را با ملا هبتالله رهبر طالبان نیز مقایسه کنیم:
مقایسه سکینه یعقوبی و ملا هبتالله آخوندزاده
در تاریخ ملتها گاهی دو انسان از یک سرزمین برخاستهاند؛ اما دو راه جداگانه پیمودهاند؛ یکی با ساختن دروازهها و دیگری با بستن دروازهها. مقایسهی سکینه یعقوبی و ملا هبتالله، رهبر گروه طالبان، در اصل مقایسهی دو نگاه به انسان، آموزش، زن و آیندهی افغانستان است.
سکینه یعقوبی از راه آموزش وارد میدان شد. برای تغییر، خدمات آموزشی، صحی و توانمندسازی زنان و کودکان کار کرد. در مقابل، ملا هبتالله بهعنوان رهبر عالی گروه طالبان، در میدان سیاست حذف، محدودیتهای خلاف عرف ملی و بینالمللی علیه زنان و دختران، محدودیت صددرصد آموزش و کار زنان، منع ارزشهای دموکراتیک و حقوق بشر، منع آزادیهای مدنی وارد شد.
دو راه و دو نوع نگاه: روشنایی و تاریکی، شب و روز. سکینه یعقوبی با کتاب، کتابچه، قلم و آموزش به جنگ تاریکی آمد؛ اما ملا هبتالله با بشکههای زرد برای انفجار، جلیقههای انتحاری برای انتحار، تفنگ برای کشتار و تفسیر و تدبیر سختگیرانه از یک ساختار ایدئولوژیک علیه تمامیت ارزشهای انسانی در میدان آمد.
و فرجام سخن اینکه، تفاوت دو انسان افغانستانی، یکی سکینه یعقوبی که ۶ دکترای افتخاری و ۱۶ جایزهی بینالمللی به دست میآورد و دیگری ملا هبتالله آخوندزاده که دیوان بینالمللی میخواهد وی را بهعنوان جنایتکار جنگی و مجرم بینالمللی محاکمه کند. سکینه یعقوبی چون پرومته آتش را از دست زئوس قندهاری ربوده و به انسان هدیه کرده؛ آتشی که نماد دانش، آگاهی، تمدن و توانایی انسان برای ساختن آینده است، و زئوس قندهاری تاریکی و تباهی برای قلمرو افغانستان آورده است. پرومته انسان را از تاریکی نادانی بیرون میکشد، کاری که سکینه یعقوبی انجام داده است.
اما ملا هبتالله نماد تباهی و تبهکاری، نماد نگهبان دروازهای که ورود به باغ دانش را دشوار کرده است. یکی نماد نور و روشنایی است و دیگری نماد تیرگی و تاریکی. سکینه یعقوبی طی یکی از سخنرانیهایش گفته است که به خانمها باید فرصت آموزش داده شود تا جامعه به شکوفایی و توسعه برسد؛ اما در برابر ملا هبتالله گفته است که زن را در چارچوبی که ما از شریعت تعریف میکنیم، باید بهعنوان دکوریشن پستوی خانهها و فقط ماشین زایش نگه داشت.
مقایسهی خانم سکینه یعقوبی و امثالش با ملا هبتالله و امثالش مقایسهی تاریکی و روشنایی است. مقایسهی دانایی و نادانی است. کار سکینه یعقوبی نوعی از مقاومت و پایداری مدنی علیه تاریکی است که همانا فرهنگ طالبانی است، اما ملا هبتآلله آخوندزاده نوعی از ذات پلیدی و منبع تاریکی است. سکینه یعقوبی به دست فرزندان این آب و خاک روشنایی، آفتاب و مهتاب میدهد، اما ملا هبتالله آخوند دیوبندی آن اهریمنی است که به این سرزمین تاریکی میآورد و آورده است.
این یکی فر و شکوه آفرینش است و دیگری چاه قیراندود. و این فر و شکوه یک زن است، یک زن افغانستانی، زنی که راه و برنامهاش توسعهی افغانستان است. افغانستان مدرن و پیشرفته و مترقی. سکینه یعقوبی و ملا هبتالله هردو محصول آموزش است: هبتالله آخوندزاده در مدرسهی آموزش استفادهی بشکهی زرد برای انفجار و ویرانی، سیستم انتحار، روشهای ایدئولوژیک انفجار، آدمکشی سیستماتیک، کودککشی، انفجار شفاخانهها، مکانهای عبادت آموزش دیده است و همین آموختهها را طی سالها در افغانستان تطبیق کرده است؛ اما سکینه یعقوبی، افتخار و دانایی، فرزانگی و فرهیختگی و آزادگی را آموخته است و در پی تطبیق آن در جامعه بوده و است.









