بسته‌ماندن مکاتب دخترانه و دانشگاه‌ها، آینده را با چالش‌های جدی مواجه خواهد ساخت

در آستانه‌ی آغاز سال تعلیمی جدید ۱۴۰۵، «صدای زنان افغانستان» با شماری از دخترانی که از آموزش و تحصیل محروم شده‌اند، گفت‌وگو کرده است؛ گفت‌وگویی که در آن، آنان از «حس ناامیدی، عقب‌ماندگی و آینده‌ی تاریک» خود سخن گفته‌اند.

صدای زنان افغانستان این مصاحبه را با طرح پنج پرسش اساسی پیش برده است. آنان درباره‌ی بسته‌ماندن مکاتب و دانشگاه‌ها می‌گویند که همواره احساس ناامیدی، بی‌انگیزگی، دلتنگی و عقب‌ماندگی داشته‌اند.

زرمینه، دانش‌آموزی که از رفتن به مکتب محروم شده، می‌گوید: «بسته‌بودن مکاتب، حس کسالت شدید و دلتنگی عمیق به من داد. روزها تکراری و خسته‌کننده شد، تعامل با دوستان بسیار کم‌رنگ گردید، احساس تنهایی و انزوای شدید داشتم و ارتباط اجتماعی‌ام نیز محدود شد.»

سارا، دانشجوی دانشگاه، نیز در پیوند به محروم‌شدن از تحصیل می‌گوید: «بسته‌شدن دانشگاه، یعنی بسته‌شدن دروازه‌های امید و آرمان‌های من. این وضعیت باعث حس ضعف و ناتوانی در من شد. هیچ‌گاه خود را این‌قدر درمانده حس نکرده بودم. با بسته‌شدن دروازه‌های آموزش، آرزوهایم را نیز خاک کردم.»

مصاحبه‌شوندگان که از طیف دانش‌آموزان و دانشجویان بودند، مسدودماندن مکاتب دخترانه و دانشگاه‌ها را برای پنجمین سال متوالی، به معنای «توقف دانش، یادگیری و پیشرفت» در افغانستان می‌دانند. آنان هم‌چنان این سیاست گروگان‌گیری رژیم طالبان را محکوم کرده و آن را خلاف وجدان انسانی می‌خوانند.

دانش‌آموزان و دانش‌جویانی که در این مصاحبه شرکت داشتند، در پاسخ به این پرسش که ادامه‌ی مسدودماندن مکاتب و دانشگاه‌ها آنان را با چه چالش‌هایی مواجه کرده است، می‌گویند که کاهش سطح دانش، مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصادی از مهم‌ترین پیامدهای این محرومیت بوده است.

هاجر در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «قشر اناث فکر می‌کنند که حتماً از قشر ذکور چیزی کم دارند که دروازه‌های مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم بسته است. اجازه‌ندادن دختران به مکاتب و دانشگاه‌ها، جامعه را با چالش‌های اقتصادی نیز مواجه کرده است.»

مصاحبه‌شوندگان هم‌چنان در پاسخ به پرسش «آینده‌ی خود را چگونه می‌بینند؟» می‌گویند که نسبت به آینده و آرزوهای‌شان احساس تردید و ترس دارند. یکی از دانشجویان می‌گوید که آینده‌ی آنان «خودخواسته» نیست، بلکه «دیگرخواسته» است.

زرمینه در این باره نیز می‌گوید: «آینده‌ی نیمی از جامعه که بی‌سواد مانده، روشن است؛ زیرا کشور ما به انسانی می‌ماند که یک طرفش فلج است.»

آنان در پاسخ به این پرسش که آینده‌ی شغلی و استقلال مالی خود را چگونه می‌بینند، می‌گویند که تأخیر یا ممنوعیت آموزش، قطعاً فرصت‌های شغلی را نابود می‌کند و استقلال مالی زنان را از بین می‌برد و رؤیاها را به «رویای دست‌نیافتنی» بدل می‌سازد.

مستوره با ابراز نگرانی از وضعیت موجود می‌گوید: «این وضعیت، آینده‌ی شغلی بانوان را محدود می‌کند؛ زیرا دخترانی که آموزش ندیده باشند، نمی‌توانند شغل مناسبی پیدا کنند و مجبور به بیکاری می‌شوند. در نتیجه، استقلال مالی آنان نیز از بین می‌رود.»

برخی دیگر نیز می‌گویند که ادامه‌ی این روند، مدیریت زندگی زنان و دختران را به گونه‌ی کامل مختل کرده و آنان را در کام بحران فرو برده است. مستوره تصریح می‌کند: «آینده‌ی تحصیلی و شغلی مبهم و نامطمئن است و برنامه‌ریزی بسیار سخت و پرچالش شده است.»

یکی از دانش‌آموزان به دلیل مسائل امنیتی نخواست نامش فاش شود. او با اشاره به محدودیت‌های موجود می‌گوید: «این موضوع ساده نیست؛ تأثیرات بسیار منفی بر زندگی من گذاشته و چالش‌های زیادی ایجاد کرده است. نمی‌توانم با خیال راحت به کورس بروم و به دلیل ترس از طالبان، حتا از خانه بیرون شوم.»

صدای زنان افغانستان در حالی این گفت‌وگو را انجام داده است که با آغاز سال جدید تعلیمی در کشور، بار دیگر دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران باز نشده است.

بسیاری از آگاهان حوزه‌ی آموزش، این سیاست رژیم طالبان را نوعی گروگان‌گیری دانسته و خواستار فشار جامعه‌ی جهانی بر این رژیم شده‌اند.

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: