پرونده‌ی داستان‌نویسان زن افغانستان-۱۴
نویسنده: قدم شاهی

دهه‌ی ۵۰ خورشیدی، هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی، دوره‌ی نسبتا پربار برای حوزه‌ی داستان‌نویسی و نویسندگی زنان افغانستان رقم خورده است. در این دوره تقریبا ۱۶ داستان‌نویس زن پا به عرصه‌ی زندگی گذاشته‌اند. از بین تمام این دهه، سال ۱۳۵۰ خورشیدی، سالی است که افغانستان دوره‌ی نسبتا آرامی را تجربه کرده است. البته سال آرام، اما آبستن بحران‌های بزرگ سیاسی و تحولات بنیادین و بنیادبرانداز زیاد. در سال ۱۳۵۰ خورشیدی هنوز پادشاهی محمدظاهر شاه برقرار است. کشور هنوز وارد امواج کودتاها و جنگ‌های دهه‌ی ۱۳۵۰ خورشیدی نشده و در آرامش به سر می‌برد؛ آرامشی پیش از طوفان‌های سهمگین سیاسی. در چنین سالی فروغ کریمی (Forugh Karimi) رمان‌نویس، روان‌پزشک، مقاله و جستارنویس و مترجم ادبی پا به دنیا نهاد.

فروغ کریمی نویسنده و روان‌پزشک افغانستانی- هلندی، «صدای تجربه‌ی مهاجران افغانستان» و نویسنده‌ی میان‌فرهنگی (Intercultural Writer) است. حوزه‌ی فعالیت‌های وی ادبیات مهاجرت، تروما و تجربه‌های زنان افغانستانِ در تبعید است. وی از جمله نویسندگان معاصر است که میان ادبیات فارسی دری و زبان هلندی پیوند برقرار کرده است.

فروغ کریمی نویسنده و مترجم افغانستانی- هلندی دو زبانه است: فارسی که زبان مادری‌اش است و هلندی که زبان کشور دومش. درون‌مایه‌ی کارهای ادبی وی عبارت است از تمرکز بر تروما (Trauma)، مهاجرت و تبعید، روان زخم‌های جنگ‌زده و تجربه‌ی زنان افغانستان از جنگ و تبعید. این موارد، ویژگی‌های فکری وی را تشکیل می‌دهند. از نظر جایگاه ادبی، در مطالعات ادبی معاصر وی نویسنده‌ی ادبیات مهاجرت (Migration Literature) و ادبیات تروما (Trauma Literature) است.

فروغ کریمی یکی از نمادهای صدای زنان افغانستان است؛ زنی که دست‌کم در سه رمانش دشواری‌ها، تنش‌ها، کشماکش‌های روانی، اجتماعی و فرهنگی زنان تبعیدی و پناهنده‌ی افغانستانی را دستمایه‌ی کار خودش قرار داده است. نشریه‌ی «صدای زنان افغانستان»، در صدد شناسایی و برجسته کردن چنین صداهایی است که ولو بیرون از جغرافیای ستم حذف زنان توسط دستگاه سرکوب گروه طالبان هستند، ولیکن صدای رسا به قامت تمام صداهای خفه‌شده‌ی زنان افغانستان است. این دسته از زنان صاحب قلم و صاحب سخن، نمایندگان راستین زنان افغانستان هستند؛ زنانی که صادقانه از فرصت‌ها، جان و مال خود مایه گذاشته‌اند تا صدای زنان افغانستان باشند.

نویسندگی
از نخستین روزهایی که وی دست به قلم برده و داستان نوشته، تقریباً بیش از ۳۶ سال را دربر می‌گیرد؛ بیش از سه دهه‌ی زندگی وی را. او طی سه دهه و اندی تجربیات و پس‌زمینه‌های زیاد زندگی در نوشتن به دست آورده است. به سخن دیگر، نخستین داستانش در حدود ۱۹ سالگی، در سال ۱۳۶۸ خورشیدی، در مجله‌ی «ژوندون» در کابل چاپ شد. نخستین اثر داستانی وی با عنوان «پرده‌های سیاه و شاخه‌های گل سفید» در مجله‌ی معروف آن زمان (ژوندون) چاپ شده است. سپس وی پس از مهاجرت به هلند و با پشتوانه‌ی تجربیات زندگی در دو کشور و دو قاره نویسندگی را دنبال کرده است. بیشترین بارِ کارنامه‌ی نویسندگی وی پس از مهاجرت به هلند است که بیشتر از همه‌ی دوره‌ها، پیگیر نوشتن شده است.

فروغ کریمی، بیشترین آثار ادبی خود را به زبان هلندی نوشته است؛ ولی با درون‌مایه‌ی مسائل و موضوعات افغانستان. از وی رمان‌هایی که تا کنون چاپ شده، به قرار زیر است:
۱. رمان «مادران ماهیپر» (De Moederes Van Mahipar) به زبان هلندی که توسط نشر Meridaan Uitgevers در سال ۱۴۰۱ خورشیدی چاپ گردیده است. این رمان درواقع روایت چند نسل از یک خانواده‌ی افغانستانی، جنگ و شکاف میان نسل‌ها و حافظه‌ی جمعی است. این رمان، برنده‌ی جایز‌ه‌ی Hebban Debut Prize و هم‌چنین از نخستین رمان‌های مهم وی در ادبیات هلندی است. این جایز‌ه‌ی ادبی از سال ۱۳۹۳ همه‌ساله به بهترین رمان اول ادبی (Literaire Fiction) در هلند و بلژیک به نویسندگان تعلق می‌گیرد. این رمان از سوی انجمن کتاب‌فروشان برای نویسندگان داده می‌شود.

۲. رمان نرگس (Nargis) دومین رمان فروغ کریمی است. این رمان در سال ۱۴۰۲ خورشیدی به زبان هلندی نوشته و توسط نشر Meridiaan Uitevers چاپ گردیده است. رمان نرگس به موضوعاتی چون فروپاشی یک خانواده‌ی افغانستانی در اروپا، خشونت پنهان، اضطراب و شکاف فرهنگی پرداخته است. راوی، نرگس دختر هفده ساله است که در یک مرکز پناهندگی (AZC) در هلند به دنیا آمده است. این رمان، درواقع به روان‌شناسی شخصیت‌ها و بحران هویت مهاجران نسل دوم تمرکز دارد.

درگیری و بحران درون خانواده‌ی مهاجر افغانستانی، موضوع اصلی رمان است. نرگس مشکلات و گرفتاری‌های خود را دارد و برادرش که در زندان است، گرفتار مشکلات و نابسامانی‌های شخصی خود، همچنین پدر، مادر و خواهر نرگس نیز گرفتار دشواری‌های خودشان هستند.

۳. رمان «در چشمانم ابرها را حمل می‌کنم» (In My Eyes Carry Clouds) نیز به زبان هلندی نوشته شده است. این رمان، سومین اثر داستانی- روایی فروغ کریمی است که با درون‌مایه‌ی روان‌شناختی و مهاجرتی نوشته شده و در سال ۱۴۰۴ خورشیدی از سوی نشر Meridiaan Uitevers، با نگاهی به ترومای جنگ افغانستان چاپ و منتشر شده است. این رمان به روان‌پزشکی و خاطره‌ی تاریخی توجه کرده است.

راوی رمان، «ویدا» روان‌پزشک افغانستانی- هلندی است که در پانزده سالگی، پس از فرار از کابل، به هلند آمده است و زندگی جدیدی برای خود ساخته است. این رمان بر اساس یک روایت واقعی و دلخراش نوشته شده است. درون‌مایه‌ی این رمان را تروما و بقا، هویت دوگانه و پناهندگی تشکیل داده است. این رمان نیز برنده‌ی جایزه‌ی کتاب‌فروشان هلند، به تاریخ ۱ حوت ۱۴۰۴ خورشیدی شده است. در این رمان نیز یکی از شخصیت‌های محوری دختری است در کابل.

علاوه بر اینکه فروغ کریمی صدای زنان افغانستان در عرصه‌ی داستان‌نویسی است، فعالیت‌های چون سردبیری مجله‌ی انجمن روان‌پزشکی هلند (De Psychiater) و هم‌چنین عضویت شورای زبان و ادبیات هلند را در کارنامه‌ی خودش دارد.

ترجمه
فروغ کریمی افزود بر آفرینش‌های ادبی، ترجمه را نیز در کارنامه‌ی خود به ثبت رسانده است. آثار وی در عرصه‌های ترجمه عبارت است از ترجمه‌ی آثار شاخص هلندی به فارسی؛ مثلاً وی آثاری از یوست زوارخِمان (Joos Zwageman) از نویسندگان و شاعران برجسته‌ی هلندی را به فارسی برگردان کرده است. زوارخمان یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های ادبی معاصر هلند است؛ و یکی از مهم‌ترین دستاورد کار ترجمه‌ی فروغ کریمی، ترجمه‌ی شعر بلند و مشهود آواتِر (Awater) از هلندی به فارسی است. این شعر حماسی یکی از اثار کلاسیک و دشوار زبان هلندی است. کارهای ترجمه‌ی وی چهار سال پیش از تاریخ نگارش این پرونده در جریان جشنواره‌ی بین‌المللی ادبیات اوتریخت رونمایی شد.

هم‌چنین از جمله فعالیت‌های وی در این زمینه، همکاری با متون ادبی معاصر هلند است. اهمیت خانم کریمی در زمینه‌ی ترجمه نقش واسطه‌ی فرهنگی میان دو زبان است و هم‌چنین انتقال ادبیات هلندی به فضای فارسی زبانان.

جوایز ادبی
فروغ کریمی در سال‌های پسین، پس از انتشار رمان‌های چون مادران ماهیپر، برنده‌ی جوایزی شده است که می‌توان به جایزه‌ی Hebben Debuutprijs در سال ۱۴۰۱ خورشیدی اشاره کرد. هم‌چنین در سال ۱۴۰۲ خورشیدی، جایزه‌ی کتاب‌فروشان هلند (Dutch Booksellers Award ) را از آن خود کرده است. علاوه بر این‌ها، وی نیز برنده‌ی جایزه‌ی کتاب‌فروشان هلند در اول حوت ۱۴۰۴ شده است.

تولد و پیشینه
فروغ کریمی در سال ۱۳۵۰ خورشیدی در شهر کابل به دنیا آمد. در حوالی سال‌های ۱۳۵۷ خورشیدی، یعنی حدود شش سالگی، مکتب را شروع کرد. دوره‌ی متوسطه را حدود دوازده سالگی تا پانزده سالگی در فواصل سال‌های ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۶ خواند. به طور تقریبی طی سال‌های ۱۳۶۶ خورشیدی تا ۱۳۶۹، یعنی از پانزده سالگی تا هجده سالگی دوره‌ی لیسه را سپری کرد. سپس برای دانشگاه آمادگی گرفت.

سال‌های تعلیمی فروغ کریمی مصادف با بحران‌های سیاسی بزرگ در کشور است. درواقع دوره‌ی نوجوانی وی گره خورد با بحران‌های سیاسی، جنگ و ریزش پایه‌های سیاسی و حکومتی. در سال ۱۳۵۷ خورشیدی کودتا شد. سپس افغانستان رسما درگیر جنگ اتحاد جماهیر شوروی و مجاهدین افغانستان، که حمایت غرب و کشورهای منطقه را با خود داشت، گردید. امنیت و آموزش در افغانستان تحت تأثیر جنگ و تحولات و ناامنی سیاسی قرار گرفت. خانم کریمی از جزء نسل انتقالی آموزش افغانستان؛ میان نظام آموزشی مدرن و فروپاشی ساختاری ناشی از جنگ‌های دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ است.

فروغ کریمی در سال ۱۳۶۶ دوران مکتب را در لیسه‌ی ملالی به پایان برد. در اواخر دهه‌ی شصت خورشیدی وارد دانشکده‌ی طب دانشگاه کابل گردید و تحصیلات خود را در رشته‌ی پزشکی آغاز کرد. تذکره‌نویسان نوشته‌اند که فروغ کریمی تحصیل در دانشکده‌ی پزشکی کابل را نیمه‌کاره رها کرد. در بحبوحه‌ی جنگ‌های داخلی او در حدود سال ۱۳۷۴ خورشیدی در بیست‌وپنج سالگی افغانستان را ترک کرد. در هلند پناهنده شد و اکنون نیز در هلند زندگی می‌کند. او پس از پناهندگی در هلند، در همان کشور تحصیلات عالی را دنبال کرد و در رشته‌ی روان‌پزشکی فارغ‌التحصیل گردید.

وی پس از فراغت از تحصیل در رشته‌ی روان‌پزشکی به‌عنوان روان‌پزشک و درمانگر مشغول کار شد. در کنار این کار به ادبیات و نویسندگی نیز پرداخت. بدین ترتیب، وی یکی از زنان از زیردار جنگ گریخته‌ای است که جنگ و تبعید نتوانست صدای وی را در گلو خفه کند. وی یکی از صداهای زنان تبعیدی افغانستان است.
ادامه دارد

به اشتراک بگذارید: