گزاشگر: ملیحه افضلی
نزدیک به چهار سال از بازگشت گروه طالبان به قدرت میگذرد و در این مدت، دختران بالاتر از صنف ششم از رفتن به مکتب محروم شدهاند.
این محدودیتهای سیستماتیک نهتنها حق آموزش را از آنان گرفته، بلکه باعث افزایش چشمگیر افسردگی و مشکلات روانی در میان دختران شده است.
گزارشها و روایتها نشان میدهد این وضعیت باعث افزایش افسردگی و احساس ناامیدی در میان دختران شده است.
فاطمه (نام مستعار) از ولایت تخار، یکی از همین دختران است که از مکتب بازمانده. او میگوید:
« همیشه به آینده فکر میکنم و اینکه چه اتفاقی قرار است بیفتد، همراه این همه محدودیت که حتی اجازهی رفتن به مکتب و دانشگاه را ندارم، مرا افسرده ساختهاست.
اگر خودم را با درس و صنفهای آنلاین مصروف نسازم، مطمئن هستم که به خاطر فکرهای بیش از حد، به خودم آسیب میزنم.»
او میافزاید:
«سال اول برایم بسیار سخت بود، تا جایی که کاملاً ناامید شده بودم.
هر خبر بدی که از رسانهها میشنیدم، مرا ناامیدتر میساخت. روزهایم خستهکننده و طاقتفرسا بود.»
فاطمه همچنان از تأثیرات روانی این وضعیت میگوید:
«گاهی که به آینده امیدوارانه فکر میکنم، اما وقتی به واقعیت برمیگردم و این محدودیتها را میبینم، دنیا بر سرم خراب میشود. آنقدر ناراحت میشوم که نفستنگی و گریه به سراغم میآید.»
او همچنین به مشکلات خواب اشاره میکند:
«قبلاً هیچگاه بیخوابی نداشتم، اما حالا هر شب با فکر به آینده و بینتیجه بودن روزهایم دیر خوابم میبرد و صبحها به سختی بیدار میشوم.»
با این حال، فاطمه هنوز امیدش را از دست نداده است ومیگوید:
«من زنی با رویاهای بزرگ هستم. میخواهم مستقل باشم و کار کنم. هرگز آیندهام را کاملاً تاریک نمیبینم، چون برایش تلاش میکنم و همین تلاشها مرا امیدوار نگه میدارد.»
صمیمه امیری، یکی از زنان معترض، نیز میگوید:
«بسیاری از دختران را دیدهام که دچار آسیبهای روحی شدهاند و احساس میکنند سالهای زندگیشان بیهدف از بین رفته است.»
به گفته او، خانهنشینی زنان پیامدهای گستردهای دارد:
اضطراب، افسردگی، احساس انزوا، کاهش اعتماد به نفس و حس حذف شدن از جامعه همهی اینها فشار روانی را چند برابر کرده است.
خانم امیری خطاب به دختران میگوید:
«این وضعیت دایمی نیست. حتا اگر امروز بسیار سخت به نظر برسد، امید کوچک را در خود زنده نگه دارید.
ارزش و توانایی شما از بین نرفته، حتی اگر شرایط اجازه دیده شدن آن را ندهد.»
در همین حال، ملل متحد به نقل از گزارش یونیسف اعلام کرده است که افغانستان تحت حاکمیت گروه طالبان یکی از پایینترین نرخهای سواد زنان در جهان را دارد.
استفان دوجاریک، سخنگوی دبیرکل ملل متحد، هشدار داده که افغانستان ممکن است تا سال ۲۰۳۰ حدود ۲۰ هزار معلم زن و بیش از ۵۴۰۰ کارمند صحی را از دست بدهد.
همچنین، جورجت گانوین، سرپرست یوناما، گفته است:
«وقتی بخش بزرگی از جامعه از دسترسی به عدالت و حمایت محروم میشود، اعتماد به نهادها کاهش یافته و آسیبپذیری افراد بیشتر میشود.»
تکرار این محدودیتها میتواند افغانستان را به سمت انزوا سوق دهد، باعث افزایش افسردگی در میان زنان و دختران شود، بیسوادی را گسترش دهد و زمینه حذف تدریجی زنان از جامعه را فراهم کند.
در نتیجه، نسل آینده با سطح پایین آموزش و مهارت وارد جامعه خواهد شد که این امر توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
محرومیت دختران از آموزش، تنها بستن دروازههای مکتب نیست؛ بلکه بستن دروازههای امید، رشد و آینده یک نسل است.
ادامهی این وضعیت نهتنها سلامت روانی دختران را تهدید میکند، بلکه جامعه را با بحرانهای عمیقتر انسانی و اجتماعی روبهرو میسازد.
اما با وجود همهی این محدودیتها، چیزی که هنوز زنده مانده امید و مقاومت دخترانی است که با وجود تمام محدودیتها، هنوز برای آیندهای بهتر تلاش میکنند.
پینوشت: عکس از انترنت









