نویسنده: سائمه سلطانی
نمایشنامهی «تباهشده» اثر لین ناتج را همین چند روز پیش تمام کردم. همان طوری که در یادداشت مترجم (فاطمه سوادی) آمده است، این نمایشنامه به مثلث زن، زمین و جنگ میپردازد. ساحهی جنگ، ایتوری است؛ منطقهای واقع در شمالشرق جمهوری دموکراتیک کنگو. از آنجایی که یک قبیله کشاورز است و قبیلهی دیگر مالدار، جنگ میان هر دو قبیلهی هِما و لِندو بر سر تصاحب زمین شکل میگیرد. در سال ۱۹۹۸، کشورهای همسایه به این کشور تجاوز میکنند و خصومت و جنگ بر سر منابع و زمین، به شکل عمیقتر و چندلایهتری اوج میگیرد. یکی از هدفهای اصلی جنگ در کنگو «کلتان» است؛ سنگ ارزشمندی که در جریانهای برقی کمپیوتر و مبایل مورد استفاده قرار میگیرد.
محل نمایش در این اثر، کاباره یا میخانهای است که توسط «ماما نادی» مدیریت میشود. ماما نادی در میخانهاش هشت تا ده زن جوان را که در جنگ مورد تجاوز قرار گرفتهاند و در بیپناهی محض قرار دارند، جا میدهد؛ اما نه از سر ترحم، بلکه برای بهرهکشی از بدنهای آنان. ماما نادی در قبال ارائهی سرپناه و غذا، از این زنان میخواهد بدنشان را در اختیار مشتریانش، که عمدتاً سربازان و افسران قدرتمند نظامیاند، بگذارند و آن را به فروش میگذارد. این زنان برای بقا ناگزیرند هزینهی سرپناه و غذا را با بدنهای زخمی و ناجورشان بپردازند.
یکی از مهمترین مفاهیم آشنا در این نمایشنامه، استفاده از تجاوز بر زنان بهعنوان نظمی نانوشته در ساختار مردسالارانهی جنگ است. برخی از زنانی که مورد تجاوز قرار میگیرند، چنان آسیب میبینند که توانایی برقراری رابطهی جنسی را از دست میدهند و به نام «تباهشده» (Ruined) یاد میشوند. این زنان، به جای متجاوزان، خجالتزده، شرمنده و طردشده میگردند.
یکی از آن ده زن، خواهرزادهی کریستین، سوفی است. کریستین او را برای نجات خانواده از طعنههای اهالی و اقارب، از آنجا بیرون کشیده و با خود به میخانهی ماما نادی میآورد. ماما نادی نخست از پذیرفتن سوفی و سالیما سر باز میزند و تأکید میکند که شکم دو نفر را نمیتواند سیر کند. اما کریستین با عذر و زاری، ماما نادی را راضی میکند تا آن دو را بپذیرد.
بعد از پذیرفتن، ماما دربارهی سالیما از کریستین میپرسد. کریستین میگوید سالیما به دست سربازان شورشی ماییمایی افتاده و مدت پنج ماه اسیر جنسی آنها در بوتهزار بوده است. در بخشهای بعدی، خود سالیما روایت میکند که پس از تجاوز گروهی، شوهرش او را از خانه بیرون میکند. سالیما اینبار از فرط بیپناهی دوباره به دست گروهی دیگر از سربازان متجاوز میافتد. در آن بوتهزار، علاوه بر اینکه بدنش مورد تجاوز گروهی قرار میگیرد، مجبور میشود برای همان متجاوزان غذا بپزد و لباسهایشان را هم بشوید.
ماما اینبار دربارهی سوفی میپرسد: سوفی چه؟
کریستین میگوید: «سوفی… تباهشده.»
تباهشده یعنی زنی که از نگاه جنسی ناقص شده و توانایی برقراری رابطهی جنسی را ندارد. ماما نادی بعد از آن دلسرد میشود و میگوید نمیخواهد زن ناقص را نگه دارد. اما کریستین میگوید سوفی در عوض با زیبایی، آوازخوانی و خدمتکاری این خلا را جبران خواهد کرد؛ «و اینکه ماما، اون دختر خوشگلیه! معدنچیا از دیدنش کیف میکنن؛ این خط، اینم نشون!»
یکی از معانی دیگر «ناقص» و «تباهشده»، در برخی موارد «خرابشده» است؛ کلماتی جنسیتی که در جوامع اسلامی میتواند به زنی اشاره داشته باشد که قبل از ازدواج «بکارت»ش را، چه بر اثر تجاوز و چه رابطهی جنسی خودخواسته، از دست داده باشد. جامعه به چنین زنی از واژههایی چون ناقص و خرابشده استفاده میکند.
از سوی دیگر، این تشبیهسازی پرده از شیپنداری زنان برمیدارد؛ اینکه جامعهی مردسالار مذهبی چگونه بر بدن زنان، نرخ «درست» و «خراب» میگذارد؛ گویی از خرابشدن یک میوه یا کالا سخن میگویند، وقتی میگویند «خراب شده!» این نگاه، به تجاوز نیز معناهای متفاوتی میدهد.
سوفی و سالیما تنها نمونههایی از سیلی از قربانیان زناند که خشونت جنسی بهعنوان سلاح جنگی علیه آنان به کار گرفته شده است. بدن زنان در میدانهای جنگ، شبیه زمین و منابع، یکی از هدفهای اصلی اشغال و رقابت قدرتها شمرده میشود. این نمایشنامه نشان میدهد که بدن زنان در جنگها به گونهی تصادفی مورد تجاوز و بهرهبرداری قرار نمیگیرد، بلکه این نظم و راهبرد نانوشتهی جنگ است که قدرتطلبی را در بازی با بدن زن مشروع و سیستماتیک میسازد.
در جنگها، در کنار اسلحههای کارخانهای، آلت جنسی مردان نظامی بهعنوان سلاحی که عمدتاً بدن زنان را هدف قرار میدهد، مورد استفاده قرار میگیرد. از اینرو، میتوان گفت که آلت جنسی مردان، هنگامیکه در روابط قدرت قرار میگیرد و برای تحقیر، کنترل و سلطه بر یک گروه به کار میرود، دیگر تنها یک عضو ساده از آناتومی بیولوژیکی بدن مردانه برای ادرار، سکس و تولید مثل نیست، بلکه به ابزاری خشن برای اعمال قدرت سیاسی در جامعه تبدیل میشود.
در چنین حالتی، ساختارهای جنگ و سیاست حتا میتوانند کارکرد آلت جنسی را از حالت صرفاً بیولوژیک به ابزاری سیاسی در خدمت اهداف قدرت بدل کنند. به عبارتی، آلت جنسی مردانه در ذات خود خنثی است، اما زمانیکه در بستر روابط قدرت قرار میگیرد، میتواند کارکرد و معنای سیاسی پیدا کند. همانگونه که قدرت میتواند بدن بیولوژیکی مرد را به ابزاری سیاسی برای تجاوز بدل کند، در سوی دیگر نیز بدن بیولوژیک زن را به میدان اعمال جنگ و قدرت تبدیل میکند.
قدرت در وضعیتهای غیرجنگی اغلب رفتارها را دستخوش تغییر میکند، اما در وضعیتهای جنگی، کارکرد بدنها را نیز بازتعریف میکند؛ بهگونهیی که بدن مردان را بر حسب جنس، به ابزار تهاجم و اعمال قدرت و برتریطلبی بدل میسازد و بدن زنان را به محل تحمیل این قدرت. از اینرو، پیوند میان جنگ، بدن و سیاستِ قدرتمحور به خوبی قابل مشاهده است.
اقتصاد جنگ
در حالیکه محیط نمایش، بار یا همان میخانهی ماما نادی است، نشان میدهد که حتی در دل منازعه و جنگ، نوعی اقتصاد شکل میگیرد که بر پایهی بهرهکشی از بدن، زیبایی و صدای زنان ساخته شده است. ماما نادی از زنانی که شبیه سوفی بهخاطر تجاوز و آسیبپذیری غیرقابل جبران جنسی نمیتوانند با مشتریان میخانه رابطهی جنسی برقرار کنند، بهعنوان آوازخوان و نماد زیبایی در صحنهی خود استفاده میکند تا فضای میخانه را گرم و جذاب کند.
اقتصاد جنگ گواهی میدهد که بدن زنان در جنگ تنها محل اعمال تجاوز و خشونت نیست، بلکه در کنار آن، در اوج بیپناهی زنانه، به ماشین بازتولید ثروت و اقتصاد جنگ تبدیل میشود. جنگ و فضای سرکوب در ظاهر ممکن است تنها زایشگر تخریب و ویرانی باشند، اما فراتر از آن، بازارهای غیررسمی ایجاد میکنند که روابط استثماری را بازتولید میکنند.
در این میان، بدن زنان میتواند به منبع کار، جنسی قابل مبادله، اقتصاد «زیبایی» (مثلاً استفاده از زیبایی سوفی برای جذب مردان در میخانه)، و ابزار درآمد تبدیل شود. این اقتصاد از ناامنی و آسیبپذیری جنسی-جنسیتی زنان تغذیه میکند. نکتهی مهم این است که قدرت تنها سرکوب نمیکند، بلکه در سویههای ناپیدای خود، زمینهی بازتولید سود اقتصادی-جنسیتی را نیز فراهم میسازد.
میخانه
در کنار اینکه میخانه محل درآمدزایی برای افرادی چون ماما نادی است، برای مردان جنگجو و قدرتمند جایی برای آرامش روانهای پر از خشم و خسته از جنگ نیز محسوب میشود. اما برای زنان، میخانه هم محل نجات است و هم خشونت و استثمار. در این نمایشنامه به خوبی میتوان دید که در شرایط جنگ و سرکوب، برای زنان و گروههای فرودست، مرز میان امنیت و استثمار و خشونت جنسی-روانی تا چه اندازه غیرقابل تشخیص میشود.
عاملیت زنانه
با وجود فضای شدید سرکوب، تجاوز و خشونت، زنان منفعل نیستند. ماما نادی برای پیشرفت اقتصادی، میخانهی پردرآمدش را مدیریت میکند و سوفی و سالیما برای زیستن تلاش میکنند. قسمت جالب داستان آنجاست که وسط دعوای فرمانده اوزمبنگا و فورچون با ماما نادی، که برای گرفتن اعتراف از مامانادی و افشای محل کیزمبه رخ میدهد، او به سربازش دستور میدهد تا به جوزفین تجاوز کند. حین پارهکردن لباس جوزفین، سولیما با بدن پرخون و نشانههای آسیب جنینش وارد میشود.
او فریاد میزند: «بس کنید!» و در حالی که در آغوش فورچون، شوهرش، قرار دارد، ادامه میدهد: «شماها دیگه نمیتوانید جنگ خودتان را روی بدن من پیاده کنید!» این جملهی او نشاندهنده اوج عاملیت زنانه است؛ لحظهای که یک زن برای بدن خود کنترل میگیرد و تصمیم دیگران را رد میکند.
همبستگی زنانه
در پایان نمایشنامه، صحنههایی از همبستگی زنانه به تصویر کشیده میشود؛ بهویژه حضور سالیما برای نجات جوزفین از تجاوز و همدلی سوفی با سالیما. ماما نادی، با وجود آنکه زن قسیالقلب به نظر میرسد، بزرگترین دارایی خود، الماسش را از صندوق بیرون میآورد و به آقای حراری میدهد تا سوفی را با خود ببرد و با پول فروش این الماس، سرپناه و زندگی برای او فراهم کند و همچنین هزینهی درمان ضربهای که از تجاوز متحمل شده، تأمین شود. این موارد نشاندهندهی امید ناپیدایی است که جنگ و اقتصاد جنگ، با تمام شدتشان، نمیتوانند اخلاق، همبستگی و عاطفهی انسانی زنانه را نابود کنند.
در یک تعریف مجمل، نمایشنامهی «تباهشده» در واقع پشت پردهی صحنههای کمتر دیدهشدهی جنگ را به تصویر میکشد؛ صحنههایی که برخلاف روایات غالب جنگ، که عمدتاً به آمار و وضعیت قربانیان مرد جنگجو میپردازند، به دشواریها، ستمها و قربانیگیریهای چندوجهی زنان با تجاوز، قتل، استثمار، طرد اجتماعی و زنانهشدن فقر میپردازند. این نمایشنامه محوریت روایت جنگ را از «قهرمانی»، «دفاع» و «پیروزی» مردان بیرون میکشد و آن را به بررسی وضعیت زنان منتقل میکند.
«تباهشده» صدابخشی و تصویرنمایی به قربانیان بیتصویر و صداسرکوبشدهای است که در روایتهای غالب تاریخی و مرکزگرا همیشه در کناره یا حاشیه قرار گرفتهاند. این نمایشنامه میتواند نوعی خوانش از پایین به بالا یا خوانش [۱] Subaltern از روایتهای تاریخی جنگ، با تمرکز بر وضعیت گروههای فرودست چون زنان، محسوب شود.
پینوشت: عکس از انترنت
منبع:
Rao, Anupama. “Reading Subaltern Studies.” Social History Portal. Accessed March 30, 2026. https://share.google/NYATjg8KevZvoYMud









