مدرسه‌سازی مکاتب عصری تحت عنوان «تطبیق لایحه‌ی یونیفورم»

نویسنده: محمد شرف اکبری

در کنار موانع و محدودیت‌های بی‌شمار در برابر آموزش و پرورش، اکنون آموزش مدرن در افغانستان با خطر سقوط در دام افراطیت روبه‌رو است. از آغاز بازگشت دوباره‌ی طالبان به قدرت، محدودیت‌های فراوانی بر آموزش وضع شده است؛ از بستن دروازه‌های مکاتب دخترانه گرفته تا اعمال حجاب اجباری در دانشگاه‌ها، و در نهایت، بسته‌شدن دروازه‌های دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های علوم صحی به روی دختران.

اما این محدودیت‌ها به همین‌جا ختم نشده است. طالبان انواع دیگری از ممنوعیت‌های آشکار و پنهان را نیز در برابر آموزش اعمال کرده‌اند. تازه‌ترین نمونه، «لایحه‌ی یونیفورم مکاتب» است که از سوی ملاهبت‌الله صادر شده است. بر اساس این لایحه، رفتن به مکتب مستلزم پوشیدن پیراهن دراز، تنبان کشال، و داشتن کلاه یا لنگی است. طالبان این سبک پوشش را «شرعی و اسلامی» می‌نامند و هرگونه پوشش دیگر را «کفری».

تحمیل چنین لباسی، به‌ویژه در مناطق شهری که در تضاد با فرهنگ عمومی است، باعث تحقیر، تهدید، شکنجه‌ی روانی و بروز انواع بیماری‌های روانی در میان دانش‌آموزان می‌شود. در این لایحه، مشخصات «لباس شرعی» چنین آمده است:

«لباس نباید از اندازه‌ی تعیین‌شده کوتاه یا بلندتر باشد.»
«لباس نباید نازک باشد.»
«لباس نباید تنگ یا چسب باشد که اندام بدن را نمایان سازد.»

این تقسیم‌بندی لباس به «شرعی» و «غیرشرعی» در شرایطی انجام می‌شود که هیچ‌گونه توجهی به کیفیت آموزش وجود ندارد و دختران از تحصیل محروم‌اند. چنین اقداماتی نه‌تنها محدودیت دیگری بر آموزش تحمیل می‌کند، بلکه نشانه‌ی روشنی از گسترش افراطیت در کشور است.

در مورد لباس شاگردان نیز در این لایحه آمده است:

«لباس شاگردان پیراهن و تنبان است که از پارچه‌ی مخصوصی تهیه شده باشد و پیراهن باید از زانو پایین‌تر و تا نصف ساق پا باشد.»

«لباس شاگردان امارتی از صنف اول تا نهم باید آبی‌رنگ باشد، با کلاه سفید یا دستار.»

«لباس شاگردان امارتی از صنف دهم تا دوازدهم باید سفید رنگ باشد و با دستار یا لنگی همراه باشد.»

این نوع پوشش، که برگرفته از فرهنگ سنتی، بدوی، دینی و قبیله‌یی است، در تضاد کامل با آموزش عصری قرار دارد و نوعی مدرسه‌سازی جدید توسط طالبان را به نمایش می‌گذارد. رهبران طالبان که اغلب در مدارس دینی دیوبندی دیره‌جات و اکوره ختکِ پاکستان و بعضی مدارس افراطی افغانستان آموزش دیده‌اند، بیشتر از میان روستانشینان بی‌سواد برخاسته‌اند. هویت این جماعت بر پایه‌ی گرایش‌های افراطی مذهبی شکل گرفته است. آنان با هرگونه ارزش‌ مدنی و گرایش مدرن مخالفت دارند و آن را نشانه‌ی کفر، الحاد و بی‌دینی می‌پندارند.

در شرایطی که اکثریت مردم افغانستان در فقر شدید زندگی می‌کنند و نگران تأمین یک وعده‌ی غذا برای خانواده‌‌ی‌شان‌اند، تهیه‌ی این نوع لباس برای فرزندان، کاری دشوار و گاه ناممکن است. از سوی دیگر، این نوع پوشش برخلاف سلیقه‌ی دانش‌آموزان است و اجرای آن در مکاتب، باعث دلسردی و گریز شاگردان از آموزش می‌شود.

فرمان‌های تازه‌ی طالبان، هم‌چون طوفانی از خشونت، تبعیض و نابرابری، چهره‌ی دانش و دانایی را می‌پوشانند و صدای سیاهی را به گوش می‌رسانند. عصری فرا رسیده است که تعصب و خشونت، همراه با ستم در برابر اقلیت‌های قومی و زنان، حاکم شده است. زنان و دختران از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم‌اند. تحمیل پوششی برآمده از سنت‌های قبیله‌یی-دینی بر تمامی شهروندان، شکلی دیگر از خشونت و استبداد است.

آموزش و پرورش عصری، که اساس توسعه‌ی پایدار را می‌سازد، نیازمند آن است که دانش‌آموزان در لباس مناسب و امروزی ظاهر شوند؛ لباسی که با محیط آموزشی، شأن انسانی و ارزش‌های جهانی هماهنگ باشد تا از تأخر فرهنگی جلوگیری گردد.

با این‌حال، در افغانستان تحت سلطه‌ی طالبان، آموزش مدرن همواره با تهدیدهای جدی مواجه بوده است. طالبان با اجرای لایحه‌ی یونیفورم، که آن را «لباس شرعی» می‌نامند، در واقع در حال مدرسه‌سازی مکاتب عصری‌اند. مأموران اداره‌ی امر به معروف و نهی از منکر طالبان برای تطبیق این لایحه، مکاتب را به طور منظم نظارت می‌کنند. اگر دانش‌آموزان، معلمان یا مدیران از آن سرپیچی کنند، با خطر اخراج، تنبیه و مجازات‌های گوناگون روبه‌رو خواهند شد.

این گروه در تلاش‌اند تا در آینده‌ی نزدیک، نصاب تعلیمی را نیز بر اساس قرائت خود از شریعت اسلامی تغییر دهند. در چنین شرایطی، خطر تبدیل‌شدن مکاتب عصری به مراکز تربیت افراطیت و ترور، بسیار جدی است؛ خطری که نه‌تنها افغانستان، بلکه منطقه و جهان را تهدید خواهد کرد.

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: