سلب آزادی زنان از سوی محتسبین طالبان؛ اعمال مجرمانه

نویسنده: فریدون

«… روز چهارشنبه گذشته، در قسمت شهر نو، یک‌صدوچهارده زن را گرفتند با خود بردند. بعد از آن در برچی اعلام کرد که هر زنی که بدون محرم در بازار بیاید، ما می‌گیریم کسی حق شکایت ندارد. فکر کنم که شنبه بود. در مکتبی که ما درس می‌دهیم، مکتب [زیرزمینی و پنهان از دید طالب] دخترانه است. از صنف هفت تا دوازده. بین دختران صنف، آوازه افتاد که دختران را در برچی جمع کرده‌اند. شب، چند دختر گم شدند. تماس گرفتیم، امر به معروف و نهی از منکر برده بودند. شب مردم رفتند پشت دروازه‌ی امر به معروف و نهی از منکر. گفته شده بود که امشب نمی‌شود. دختران در زندان هستند. فردا بیایید آزاد می‌کنیم. تقریبا سه کاستر موتر برده بودند. فکر می‌کنم آزادشان کرده باشد. وضعیت این‌طوری است. زنده نیستیم. نفس می‌کشیم. خلاص. در ضمن مجبور هستم که هر دو پیام هر دوی ما را حذف کنم. به خاطر اینکه در کوچه تلاشی تلفن‌ها را چک می‌کند. اول سر واتساپ می‌رود. سر ایمیل می‌رود. عکس‌های پنهان را باز کن…»

آنچه را در بالا خواندید، نه یک داستان تخیلی است نه یک متن ادبی؛ بلکه یک روایت دردناک است. یک تماس از طریق پیام‌رسان است. روایتی از زبان یک آموزگار از کابل؛ آموزگاری که ناگزیر است تا پیام‌های دوستانه را از گوشی خودش حذف کند. برای این حذف کند که طالبان گوشی‌های مردم را چک می‌کنند. اگر چیزی دستگیرشان شود، عاقبت و آخر سرنوشت دارنده‌ی گوشی ناپیداست. زندگی زندگی نکبتبار و خفت!

رفتار محتسبین طالبان و زد و ببند دختران و زنان را از دو وجه می‌توان بررسی کرد:
وجه نخست از نگاه شریعت اسلام، و وجه دوم از زاویه‌ی دید قرائت مدرن و انسان امروزی. از زاویه‌ی دید شریعت اسلام، رفتار گروه طالبان، عین دستور و فرامین اسلام است. عین حکم خدای محمد است. بدون هیچ کم و کاست. طالبان، نمایندگان خدایی است که قرآن را به محمد فرستاد و گفت: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ»؛ یعنی ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و همسران کسانی که مؤمن هستند بگو: چادرهای‌شان را بر خود فرو پوشند [تا بدن و آرایش و زیورهای‌شان در برابر دید نامحرمان قرار نگیرد.] این [پوشش] به اینکه [به عفت و پاکدامنی] شناخته شوند نزدیک‌تر است، و در نتیجه [از سوی اهل فسق و فجور] مورد آزار قرار نخواهند گرفت.

البته که همین تعمیم دادن احکام قرآن محمد که مال همان زمان مردم عربستان و منوط به همان زمان بوده است و فرازمانی و فرامکانی نبوده است، به مردم امروزی غلط است؛ غلطی که ملاها و مولوی‌های مغز متعفن با تفسیرهای شکمبه‌‌یی‌شان، دستورات منوط به عرب هزار و چهارصد سال پیش را به زندگی امروزی تسری داده‌اند. بخیه کرده‌اند. برش داده‌اند و به تن مردم امروز داده‌اند. گویی اینکه مردم امروز نیز چون مردمان آن روز زندگی کنند. با این حال، فرض را بر این بگیریم که احکام قرآن و دستورات محمد و خلفا و امامانش فرازمانی و فرامکانی باشد، بحث را روی همین محور به پیش می‌بریم.

رفتار طالبان درباره‌ی منع گشت‌وگذار و سفر زن بدون محرم، عین دستور صریح شریعت اسلام است. آنجا که در منابع فقهی اهل سنت و جماعت آمده است: «عن أبی هریره رضی الله عنه عن النبی صلى الله علیه و سلم قال: لا یحل لامرأه تؤمن بالله والیوم الآخر أن تسافر مَسِیرَهَ یومٍ ولیلهٍ لیس معها حُرْمَهٌ »؛ یعنی برای زنی که به الله و روز قیامت ایمان دارد، جایز نیست مسیر یک شبانه روز راه را بدون مَحرَم سفر کند. (صحیح بخاری، حدیث ۱۰۸۸). عین همین دستور، در کتب تشیع نیز آمده است «عن ابی‌عبدالله: لایجوز للمرئه ان تخرج الی سفر الا مع ذی محرم»؛ یعنی زنان حق ندارند که بدون محرم از خانه بیرون شوند و به سفر بروند. (وسایل الشیعه، جلد ۱۴، باب ۱۱).

پس اگر از دیدگاه اسلام نگاه کنیم، رفتار طالبان عین دستور و احکام شریعت اسلام است. به سخن دیگر، این اسلام و بوی گندش است که مشام مردم افغانستان و جهان را می‌آزارد. این ملاها و مولوی‌هایند که با رفتارهای‌شان و امر و نهی‌شان به آزادی‌های مدنی مردم، به حوزه‌های خصوصی مردم، به تقاضا و مطالبات مردم و به حریم خصوصی زنان تعرض و تجاوز صورت می‌گیرد.

بنابراین، اگر از دید قرائت جهان مدرن به رفتار محتسبین گروه طالبان و زد و ببند و سلب آزادی زنان و دختران از سوی این گروه نگاه کنیم، رفتاری است واپسگرایانه و مجرمانه؛ رفتاری که برابر ارزش‌های جهان مدرن و انسان امروزی مردود و جرم است؛ زیرا گرفتاری، سلب آزادی زنان و دختران و ایجاد رعب، وحشت، هراس و ترس، جرم است و محتسبین مجرم.

برابر مقتضیات و عرف حقوقی امروز، هرگونه رفتار باید در چوکات قواعد حقوقی باشد. هرگونه پیگرد، دستگیری، سلب آزادی باید تابع «اصل قانونی بودن جرم و مجازات» که اصل پذیرفته‌شده‌ی نظام حقوقی است، باشد نه اینکه در هر کوی و برزن، شپیشوهای پر چرک و چتل محتسبین که جز فرهنگ انتحار، انفجار و بشکه‌های زرد چیز دیگر نمی‌دانند، مزاحم مردم شوند و زنان و دختران را دستگیر کنند و به بازداشتگاه‌ها و نظارت‌خانه‌های مخوف و ترسناکی ببرند که تجربه‌ی تجاوزات و تعرضات علیه زنان در این بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها «ثبت است بر جریده‌ی عالم» چنین تجربیات تلخ و غیر انسانی..

نتیجه اینکه گروه طالبان، عقوبت و مجازات مردمی است که دم از اسلام و مسلمانی زدند. مجازات مردمی است که کشته و مرده‌ی اسلام است و اسلام را دین «رهایی‌بخش» می‌دانند. کیفر مردمی است که گفتند: «ما شکر مسلمانیم»؛ و ملاها و مولوی‌هایش دست به دعا برداشتند که بیرق اسلام سربلند باد! مسلمان بودن یعنی همین تیره‌روزی‌های امروزی که زندگی مردم با بگیر، ببند و زندان زنان و دختران و نظارت‌خانه‌ی گروه تروریستی طالبان گره خورده است. اسلام یعنی طالبان؛ گواه روشن حکم قرآن و روایاتی است که زنان باید حجاب داشته باشند، خانه‌نشین باشند، برده و کنیز باشند، حق سیر و سفر و چکر بدون محرم نداشته باشند.

به هر روی، اسلام گندابی بسیار بزرگی است که مردم افغانستان در ته آن دارند دست و پا می‌زنند. آیا دستگیری یک‌صدوچهارده زن و دختر از شهر نو کابل و چند کاستر از دشت‌برچی توسط محتسبینِ شپیشوی طالب، امر ساده‌یی است؟ آیا بازهم مردم دست روی دست بگیرند و در برابر این تراژدی سکوت کنند؟ آیا باز هم آن روز نرسیده است که مردم حساب خود را با اسلام و قرآن، این کتاب سرتاسر خشونت، تسویه کنند؟

آیا حق مردم این است که مردم از ترس «شداد و غلاظ» گروه تروریستی طالب، پیام‌رسان‌های خود را حذف کنند؟ نتوانند آزادانه گشت‌وگذار کنند؟ آیا این زندگی است؟ اگر زندگی این است، پس مردگی چیست؟ مردمی که نه آزادی دارند، نه امنیت روانی، نه شأن و کرامت انسانی‌شان پا برجاست. ثانیه، ثانیه‌‌ی‌شان لبریز از ترس و هراس. پس باید ورق برگردد. به هر شیوه و شکلی، باید خردوانی‌های طالبان و مبانی و مبادی تفکرشان پایان یابد. چگونه؟ آیا شما هم همین پرسش را در ذهن دارید؟ پس باید پاسخی درخور تأمل پیدا شود.

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: