نان به قیمت زندان؛ فعالیت مخفیانه‌ی زنان آرایشگر در سایه‌ی تهدید طالبان

گزارشگر: محیا امید

پس از آنکه طالبان در ماه اسد سال ۱۴۰۲ دستور بسته شدن تمام آرایشگاه‌های زنانه را صادر کردند، هزاران زنی که تنها نان‌آور خانواده‌‌ی‌شان بودند، ناچار شدند برای ادامه‌ی زندگی و درآمد، حرفه‌ی خود را به گونه‌ی مخفیانه دنبال کنند. این زنان اکنون هر روز با ترس از بازداشت، تهدید و خشونت روبه‌رو هستند و کار کردن برای‌شان به عمل خطرناک تبدیل شده است.

زینب، ۳۸ ساله، پس از بسته شدن آرایشگاه‌ها، مجبور شد یک اتاق کوچکِ خانه‌اش به آرایشگاه تبدیل کند و به گونه‌ی مخفیانه کار کند. او می‌گوید: «خانواده‌ام از ترس طالبان راضی نبودند که پنهانی کار کنم، اما راه دیگری برای درآمد نداشتیم. شوهرم مریض است و نمی‌تواند کار کند.»

او طی دو سال، مشتری‌هایش را به خانه می‌آورد و در رفت‌وآمد بسیار محتاط بود. با این حال، زندگی مخفیانه و آماده‌سازی مشتری‌ها همیشه با خطر همراه بود.

او می‌گوید: «چند هفته پیش وقتی مشغول آماده‌سازی تعدادی از مشتری‌ها بودم، ناگهان سروصدا زیاد شد و همه می‌گفتند طالبان آمده‌اند. از ترس داخل حمام پنهان شدم و زنان هرکدام به سمتی فرار کردند.»

فردای آن روز، زینب به استخبارات احضار شد و به اتهام «سرپیچی از دستور امیرالمؤمنین» زندانی شد. او می‌گوید: «فضای زندان وحشتناک بود. آرایشگرهای زیادی آن‌جا بودند. شب را در زندان ماندم و فردا عصر مرا بیرون بردند.»

با میانجی‌گری ریش‌سفیدان و چند طالب، زینب آزاد شد، اما پس از امضای تعهدنامه‌ای که دیگر کار نکند. با این حال، زینب می‌گوید هنوز ناچار است به کار ادامه دهد: «باید خرج خانه‌ام را پیدا کنم. حالا مشتری‌ها زنگ می‌زنند و من خانه‌به‌خانه می‌روم و کارم را انجام می‌دهم.»

با ممنوع شدن فعالیت آرایشگاه‌های زنانه در افغانستان، برآورد می‌شود که حدود ۶۰ هزار زن شغل خود را از دست داده‌اند. طبق اعلام «اتحادیه‌ی زنان صنعت و تجارت افغانستان»، نزدیک به ۱۲ هزار آرایشگاه در سراسر کشور تعطیل شده و بسیاری از زنانی که پیش از آن در این سالن‌ها کار می‌کردند، از جمله مالکان، کارگران و شاگردان، امکان کار و درآمد را از دست داده‌اند.

فهیمه، ۴۵ ساله، بیش از ۱۷ سال در حرفه‌ی آرایشگری فعالیت کرده و تنها نان‌آور خانواده‌ی هشت‌نفره‌اش بود. پیش از ممنوعیت طالبان، او آرایشگاه خود را در مرکز شهر کابل اداره می‌کرد و مشتری‌هایش آن‌قدر زیاد بودند که گاهی شب را در آرایشگاه می‌گذراند.

فهیمه می‌گوید: «آرایشگاهم را تازه آماده ساخته بودم و هزینه‌ی زیادی کرده بودم. هفت هشت شاگرد داشتم که بیشترشان دختران مکتب بودند و سه آرایشگر بودیم. همه از همین طریق خرج خود را تأمین می‌کردیم، اما حالا همه بیکار شدیم.»

او سپس خانه‌نشین شد و شوهرش «از ترس آبرو» اجازه نمی‌داد به صورت مخفیانه کار کند. فهیمه توضیح می‌دهد: «شوهرم می‌گوید طالبان فقط تو را نمی‌برند، مرا هم می‌برند. رسوایی می‌شود. حالا صبح تا شب مشغول خانه‌داری هستم و هیچ درآمدی ندارم.»

با این حال، شماری از آرایشگران می‌گویند تا زمانی که طالبان در افغانستان حاکم باشند و منابع درآمد جایگزین برای آنان فراهم نشود، چاره‌ای جز ادامه‌ی فعالیت به صورت مخفیانه نخواهند داشت. آنان تأکید می‌کنند که هرچند روزانه با خطر بازداشت، تهدید و خشونت روبه‌رو هستند، اما مجبورند به حرفه‌ی خود ادامه دهند.

وحیده، پنجاه‌ساله، باشنده‌ی هرات، بیش از سی سال سابقه‌ی آرایشگری دارد و قبل از طالبان، درآمد خوبی داشت. او می‌گوید: «قبلاً کارم خیلی خوب بود. برای آماده‌سازی یک عروس بیش از ده هزار افغانی می‌گرفتم، اما حالا مجبورم با سه تا چهار هزار افغانی کار کنم؛ چون باید زندگی خانواده‌ام را تأمین کنم.»

وحیده نیز پس از بسته شدن آرایشگاه‌ها مجبور شد کارش را به شکل پنهانی ادامه دهد. او مشتری‌ها را به خانه می‌آورد و تمام تلاشش این است که در رفت‌وآمد و ارائه‌ی خدمات دیده نشود و مشکلی برایش پیش نیاید. وحیده می‌گوید با وجود خطر دستگیری و تهدید، چاره‌ای ندارد: «اگر کار نکنم، نمی‌توانم مصارف زندگی را بدهم و خانواده‌ام گرسنه خواهند ماند.»

از سوی دیگر، شماری از دختران جوان که در پی بسته شدن مکاتب از تحصیل بازمانده‌اند، می‌گویند برای کسب درآمد، حرفه‌هایی مانند آرایشگری را گزینه‌ای مناسب می‌دیدند.

رخسار، دختر بیست‌ساله‌ای که پیش از ممنوعیت در یکی از آرایشگاه‌های هرات کار می‌کرد، توضیح می‌دهد که با بسته شدن مکاتب دچار افسردگی شده و انگیزه‌ای برای زندگی نداشت. پس از مدتی، به پیشنهاد یکی از دوستانش به آرایشگاه رفت و به‌عنوان کارآموز مشغول شد.

او می‌گوید: «محیط کار خوب و صمیمی بود و صبح تا شب با عروس‌ها سرگرم بودیم، اما هیچ درآمدی نداشتیم و باید یک سال کار می‌کردیم تا بعد از آن حقوق دریافت کنیم. از کارم راضی بودم و تا حدی مهارت کسب کرده بودم.»

رخسار در ادامه می‌افزاید که با ممنوع شدن فعالیت آرایشگاه‌ها، پدرش اجازه نداد به صورت مخفیانه کار کند و اکنون خانه‌نشین شده و خود را با خامک‌دوزی سرگرم می‌کند.

یادداشت: برای حفظ هویت و امنیت مصاحبه‌شونده‌ها، در این گزارش از نام‌های مستعار استفاده شده است.

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: