پرونده‌ی داستان‌نویسان زن افغانستان- ۱۵
نویسنده: قدم شاهی

منیژه باختری با چند چهره: داستان‌نویس، استاد دانشگاه، فعال مدنی، روزنامه‌نگار و دیپلمات. بانویی که اکنون به‌عنوان یک مبارز، تمام‌قد در برابر گروه تروریستی طالبان ایستاده است. او با حضور در رسانه‌ها، صدای جهانی زنان افغانستان و نماد زنی است که در نبود دولت، عنوان «دیپلمات بدون دولت» The Last Ambassador: An Afghan Diplomat Without a Country را گرفته است. کسی که تجربه‌ی زیست پیشا و پسا فاجعه‌ی سقوط را با خود دارد. سال‌های سال نوشته، درس داده، چند بار تبعید را تجربه کرده، تجربیات سیاسی اندوخته، در بحران زیسته و اکنون مانند «آخرین سرباز بدون سنگر» سنگر دیپلماتیک را در اروپا حفظ کرده و در برابر گروه طالبان پرچم مقاومت را برافراشته است که «یک زن به از صد هزار».

نویسندگی
منیژه باختری در قامت نویسنده تا کنون هشت عنوان کتاب را به چاپ رسانده است. چهار عنوان کتاب داستانی و چهار عنوان کتاب دانشگاهی و پژوهشی. از سری آثار و آفریده‌های داستانی وی مجموعه‌داستان کوتاه «سه پری»، شامل هشت داستان کوتاه، دربردارنده‌ی موضوعات زنان افغانستان است. این کتاب در زمستان ۱۳۸۶ از سوی انتشارات پرنیان چاپ و منتشر گردید.

علاوه بر سه پری، از وی سه رمان نیز به چاپ رسیده است. رمان «چهار دختر زرتشت»، نخستین رمان منیژه باختری، دارای فضای تخیلی و ناکجاآبادی است به نام زرتشت‌آباد؛ روایتی از پنج نسل زنان که نیم‌نگاهی اعتراضی به وضعیت زنان در دوره‌ی گروه طالبان نیز دارد. این رمان پیرامون سرگذشت چهار دختر با پنج سرنوشت است. شخصیت‌ها بدون سانسور درباره‌ی عشق و مسائل جنسی حرف می‌زنند. منتقدان این رمان را «شیپور اعتراض و بیداری زنان» توصیف کرده است.

«خاکستر شیرین»، دومین رمان منیژه باختری، توسط نشر LULU به تاریخ ۳۰ اوت ۲۰۲۴، در ۲۸۴ صفحه منتشر شده است. این رمان داستان فروپاشی یک تمدن باستانی و مبارزه‌ی شهروندان، به‌ویژه دختران، در یک مکانی به‌نام زروان را روایت می‌کند.

رمان «دفی برای گل‌سا»، آخرین رمان این نویسنده است که توسط نشر پرنیان در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است. این رمان در شش فصل، در ۳۱۰ صفحه، داستان سه نسل از زنان را دربر می‌گیرد. روایتی از پنجاه سالِ سه نسل زنان افغانستان. زوایای زندگی آنان از محدودیت‌ها تا جنگ و خشونت.

به طور کلی، درون‌مایه‌ی رمان‌های منیژه باختری را زنان و مسائل اجتماعی، تاریخ و هویت تشکیل می‌دهد. این آثار بیشتر به سبک رئالیزم جادویی نوشته شده است.

هم‌چنین حاصل فعالیت‌های پژوهشی وی در حوزه‌ی فعالیت دانشگاهی و پژوهشی چهار عنوان کتاب است. کتاب «جهان‌ دل‌انگیز خبر»، اثری است درباره‌ی خبر و گزارش‌گری. این کتاب یکی از متون درسی در دانشگاه، در دانشکده‌ی خبرنگاری است. هم‌چنین کتاب «اخلاق و حقوق در روزنامه‌نگاری» اثری درباره‌ی اخلاق و قوانین روزنامه‌نگاری، نیز یکی از منابع درسی دانشکده‌ی روزنامه‌نگاری دانشگاه کابل است. هم‌چنان کتاب پژوهشی دیگر وی «انگبین نشخند و شرنگ نوشخند» درباره‌ی تاریخ معاصرِ ژانر طنز در افغانستان است، و کتاب وی «روزنامه‌نگاری ادبی و ۹۳ سال رسانه و قانون» نیز از سری آثار پژوهشی این نویسنده است.

علاوه بر کتاب‌های چاپ‌شده که در بالا گفته شد، نوشته‌های زیادی از او در زمینه‌های ادبیات و روزنامه‌نگاری در مجله‌ی «صدف» و روزنامه‌ی «۸صبح» به نشر رسیده است.

تحصیلات
منیژه باختری محصول نظام آموزشی پیش از فروپاشی است. دوره‌های تعلیمی ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در کابل به پایان برد. دوره‌های تعلیمی وی احتمالا حدود ۱۳۵۷ شروع شد و حدود ۱۳۶۹ ختم گردید. سپس در سال ۱۳۶۶ وارد دانشگاه کابل شد. در سال ۱۳۷۰ از رشته‌ی روزنامه‌نگاری فارغ‌التحصیل گردید، و سپس مدرک ماستری (کارشناسی ارشد) خود را از همین دانشگاه به دست آورد.

فعالیت‌های مطبوعاتی
منیژه باختری در کارنامه‌ی فعالیت‌های مطبوعاتی خویش، مدیریت فصلنامه‌ی ادبی و فرهنگی «پرنیان» را بر عهده گرفت. این مجله، به صورت فصلنامه، در زمینه‌های فرهنگ و ادبیات بود. علاوه بر این، پس از سال ۱۳۸۰ به‌عنوان ستون‌نویس روزنامه‌ها نیز فعالیت کرد. وی علاوه بر فعالیت‌های مطبوعاتی با نوشتن کتاب‌هایی در توسعه و بازسازی نظام رسانه‌ای افغانستان کمک شایانی کرده است.

فعالیت‌های مدنی و سیاسی
وی چند سالی در عرصه‌ی فعالیت‌های مدنی با مرکز تعاون افغانستان (CCA)، در بخش توسعه و حقوق رسانه‌ها کار کرد. سپس وارد کار در وزارت امور خارجه شد. در سال ۱۳۸۵ خورشیدی در این وزارت‌خانه گمارده شد. طی سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۸ خورشیدی رئیس دفتر وزیر خارجه بود. سپس از ۱۳۸۸ خورشیدی تا ۱۳۹۵ خورشیدی به‌عنوان سفیر در کشورهای شمال اروپا (نوردیک/ نروژ، سویدن، دانمارک، ایسلند و فنلاند) گماشته شد، و در زمستان ۱۳۹۹ خورشیدی، درست هفت ماه پیش از سقوط جمهوریت، به‌عنوان سفیر افغانستان در اتریش منصوب شد.

استحکام داستان زندگی منیژه باختری زمانی است که گروه طالبان نامه‌ی برکناری وی را از وظیفه فرستاد. اما وی در گفت‌وگوی با یک نشریه‌ی فرانسوی گفت: «طالبان را به رسمیت نمی‌شناسد»، و گفت که «نامه‌ی برکناری‌ام برایم جز یک کاغذپاره نیست. من طالبان را به رسمیت نمی‌شناسم و آنان نیز رسمیت ندارند.» وی به دنبال قطع حمایت مالی از اداره‌ی طالبان، ساختمان سفارت را رها کرد. با کمک جامعه‌ی مهاجران افغانستانی دفتر کوچکی را در حاشیه‌ی شهر اداره می‌کند. همان‌جا خدمات کنسولی را انجام می‌دهد. این، یعنی دوئل دیپلماتیک با اداره‌ی گروه طالبان که غاصبانه افغانستان را به چنگ آورده است.

همین یک‌تنه نقش مبارزاتی‌اش باعث شده که داستان زندگی و مقاومت وی در برابر گروه طالبان، موضوع یک فیلم مستند به‌نام «آخرین سفیر» قرار بگیرد. این فیلم مستند از ناتالی هالا، کارگردان اتریشی، است؛ روایتی از زنی ایستاده در میان دو جهان: آخرین دیپلمات نمایندگی حکومت فروپاشیده در برابر دستگاه ترور گروه طالبان که مشروعیت داخلی و بین‌المللی ندارد. وی آخرین سفیر بدون دولت و نماینده‌ی دایمی افغانستان در اتریش است. هم‌چنین یکی از چهره‌هایی که علیه گروه طالبان است.

مهاجرت
منیژه باختری نماد نسل همیشه مهاجر افغانستانی نیز است. تجربه‌ی زیست‌شده‌ی چندین بار، مهاجرت را در زندگی دارد. مانند هر هم‌میهن خویش از وطن خود آواره شده است. نه یک بار، بلکه چند بار و در هر مقطع تاریخی مهاجرت را تجربه کرده است. بار نخست در دور اول حکومت گروه طالبان به دلیل فعالیت‌های سیاسی پدرش، استاد واصف باختری، شاعر بلندآوازه‌‌ی کشور، رخ داد که به همراه پدر، مادر، همسر و فرزندانش در پاکستان آواره شد. این دوره چهار سال را دربر گرفت. دوران بسیار دشواری را پشت سر گذاشت.

بار دیگر در بین سال‌های ۱۳۹۷ تا سال ۱۳۹۹ در شهر ونکوور کانادا رفت. آنجا اقامت گزید. البته این مهاجرت صرفاً یک تبعید سیاسی نبود. بلکه در این مدت با نهادهای مختلف کار کرد. کارش روی سیاست‌های کاهش آسیب برای حل معضلات بی‌خانمانی، فقر و اعتیاد بود.

و بار دیگر پس از بازگشت دومین بار گروه طالبان و اشغال افغانستان توسط این گروه رخ داد. این زمانی است که وی سفیر افغانستان در اتریش مقرر بود، اما با تسلط گروه طالبان، عملا در تبعید فرو رفت.

فعالیت‌های آموزشی- علمی
منیژه باختری از سال ۱۳۸۱ خورشیدی به‌عنوان استاد پاره‌وقت در دانشکده‌ی روزنامه‌نگاری کابل مشغول به تدریس گردید. یکی از فعالیت‌های آموزشی وی برای مقابله با محدودیت گروه طالبان علیه زنان و دختران، ایجاد برنامه‌ای است برای جمع‌آوری کمک‌های مالی و انسانی برای تحصیل دختران مانده از تحصیل زیر سلطه‌ی گروه طالبان از طریق مدارس زیرزمینی و اینترنت.

نخستین رویداد
نخستین رویداد در روایت منیژه باختری، تاریخ ۲۴ سنبله‌ی ۱۳۵۱ است. زمانی که دختری در خانه‌ی یکی از بزرگان فرهنگ و ادب کشور، روان‌شاد استاد واصف باختری، از شاعران نامدار معاصر چشم به جهان گشود. استاد نام این دختر را منیژه گذاشت. ذهن اسطوره‌ای استاد، نام دخترش را گره زد با یکی از قهرمانان شاهنامه؛ اما این بار منیژه نه در توران، بلکه در کابل چشم به جهان باز کرد. … و پایان سخن این‌که منیژه باختری اینک نه یک قهرمان افسانه‌ای، بلکه قهرمان واقعی است. آن‌هم در زمانه‌‌ای که زنان در افغانستان اسیر دستگاه گروه تروریستی و واپسگرای طالبان‌اند. آن‌گونه که منیژه در شاهنامه نماد شجاعت و عاملیت است، منیژه باختری نیز فردی است که قربانی موقعیت نیست، بلکه سازنده‌ی سرنوشت و موقعیت است.

سخن پایانی این‌که نشریه‌ی صدای زنان افغانستان، در پی معرفی چنین زنانی است که نه قربانی موقعیت، بلکه سازنده‌ی موقعیت و صاحب عاملیت باشد. بازنمایی روایت زنانی که کنشگر و فاعل موقعیت است، بلند کردن صدای زنان افغانستان است.

ادامه دارد.

به اشتراک بگذارید: