نویسنده: سائمه سلطانی
در سال ۲۰۲۴ پروندهی تجاوز بر ژیزل پلیکو، زن هفتادودو ساله، توجه جهان را به خود جلب کرد؛ پروندهای که در آن ژیزل توسط همسرش، دومینیک پلیکو، بیهوش شده و مورد تجاوز حدود هشتاد مرد قرار گرفت. دومینیک مدت ده سال، از ۲۰۱۱ الی ۲۰۲۰، با ادویهی بیهوشکننده زنش را آمادهی تجاوز دهها مرد دیگر میساخت.
این مرد از تجاوز بر زنش توسط مردان بیگانه فیلم میگرفت و آن را در سایتهای آنلاینِ پورنوگرافی منتشر میکرد تا پولی به دست بیاورد. صدها نوار تصویری تجاوز او و مردان دیگر بر زنش بعدها به دست پلیس فرانسه افتاد.
در موردی دیگر، در سال ۲۰۲۴، طی یک تحقیق، گروههایی در تلگرام کشف شدند که حدود ۷۰ هزار مرد در آنها گرد هم آمده بودند تا دربارهی ارتکاب خشونت جنسی علیه زنان، حتا همسران، مادران و خواهران خود، آموزش ببینند.
اما زنجیرهی خشونت دوبعدی، مجازی و واقعی، بر زنان تنها در همین دو مورد محدود نمیشود.
به تازگی، رسانهی CNN در گزارش ویژهای از یک آکادمی آنلاینِ تدریس تجاوز خبر میدهد؛ آکادمیای که به مردان آموزش میدهد چگونه زنان و معشوقههایشان را بیهوش کرده، به آنها تجاوز کنند و در عین حال، چه راهحلهایی برای فرار از مجازات روی دست بگیرند. «تحقیق چندماههی CNN نشان داده است که دنیایی پنهان در اینترنت وجود دارد که در آن، خشونت جنسی علیه زنان نهتنها ادامه دارد، بلکه به صورت سیستماتیک تقویت و تجاریسازی میشود» (CNN, 2026).
در گزارش آمده است که در این سایت آموزشیِ تجاوز، تحت عنوان motherless.com، حدود ۲۰ هزار ویدئو آپلود شده که صدها هزار بیننده دارد؛ طوری که تنها در ماه فبروری حدود ۶۲ میلیون بازدیدکنندهی مرد داشته است! این آمار تنها در یک ماه شوکهکننده است. محل بازدیدکنندگان اصلی آن، ایالات متحدهی آمریکا گزارش داده شده است.
این همانجایی است که مردان به همدیگر آموزش میدهند چگونه شریک زندگیشان را برای تجاوز و فروش فیلمهای آن بیهوش کنند. آنها در مورد مقدار مصرف مواد بیهوشکننده، نحوهی مخفیکردن آن و چگونگی مدیریت قربانی برای پینبردن به این امر، با همدیگر صحبت میکنند و تجاربشان را در میان میگذارند. فعالیت این شبکهها در حد شریکسازی تجارب نمیماند، بلکه به شکل مستقیم همدیگر را به تجاوز بر زنانشان تشویق و تحریک میکنند.
یکی از مراحل دیگر آموزش مردان برای تجاوز بر زنانشان، بازکردن پلکِ چشمهای زنان برای اطمینان از بیهوششدن آنهاست. مهمتر اینکه تجاوز پایان جنایت نیست؛ مردان متجاوز این اعمال را برای پخش، فروش و کسب درآمد در این سایتها ثبت میکنند.
همچنان، به گفتهی برخی منابع، این اتاقهای آموزش آنلاین تجاوز، مواد بیهوشکننده را به مردان متقاضی در نقاط مختلف جهان ارسال میکنند.
به همان مقیاسی که استفاده از پیامرسانهای رمزگذاریشده، حسابهای مستعار و هویتهای جعلی، شناسایی و پیگیری این شبکهها را دشوارتر میسازد، از سوی دیگر همین ناشناسی، نوعی امنیت و خاطرجمعی برای اعضای این شبکهها ایجاد میکند تا با جسارت و آرامش به جرایم جمعیشان ادامه دهند.
آنچه قضیه را نگرانکنندهتر میسازد، نوعی مصونیت سایبری برای مردان متجاوز است که در پناه قابلیتهای اینترنتی و دیجیتالی، مکاتب آنلاین آزار جنسی و تجاوز را برگزار میکنند؛ بدن زنان را مورد تعرض قرار میدهد و ویدئوهای آن را به منظور مقاصد مالی در سایتهای پورنوگرافی به فروش میرسانند.
دوم اینکه این مکاتب، تجاوز را در اشکال گوناگون و بهاصطلاح «ایدهآل» به مردان آموزش میدهند؛ امری که بیگمان آسیبهای جدی و ماندگاری به جسم و روان قربانیان وارد میکند.
فرهنگ تجاوز
در گزارش CNN، آنچه توجه را به خود جلب میکند، حاکمیت فرهنگ تجاوز است؛ فرهنگی که در آن، جامعه صدا و روایت قربانی را با دیدهی شک مینگرد و در مقابل، مرد متجاوز را با نوعی حمایت و اعتبار رایگان میبخشد. طوریکه در گزارش این رسانه، از میان هزاران قربانی زن، تنها سه تن حاضر به گفتوگو دربارهی این تجربهی تلخ شدهاند که از آن میان، یکی با هویت مستعار صحبت کرده است. این آمار پایین نشان میدهد که قربانیان، بنابر قربانینکوهی، که یکی از مشخصههای فرهنگ تجاوز است، حاضر به ثبت شکایت و یا عمومیکردن آن نمیشوند.
علت این پنهانکاری میتواند ترس از انتقام متجاوزان باشد یا هم شرم اجتماعیای که جامعه، به جای متجاوز، بر قربانی تحمیل میکند. در اکثر موارد، جامعه به بیانات قربانی با دیدهی شک و دسیسه نگاه میکند و به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از متجاوز دفاع میکند. علاوه بر این، در خصوص تجاوزهای با بیهوشی، نداشتن اسناد کافی یا نداشتن حافظه از حادثه نیز باعث میشود قربانی جرأت ثبت شکایت و عمومیسازی آن را نداشته باشد.
«شرم باید جهتش را عوض کند»
این جملهی معروف ژیزل پلیکو است که در واکنش به فرهنگ قربانینکوهی بیان کرده است؛ اگر قرار باشد کسی در تجاوز شرمگین باشد، متجاوز است نه قربانی. این جملهی او برای قربانیان تجاوز، روحیه و امیدی میبخشد که از دیرها بدینسو، جوامع حامی متجاوز از آنان سلب کردهاند.
در پایان، ناگفته نماند که در افشای این موارد، بهانههای شایع برای توجیه تجاوز، مانند لباس و موقعیت زنان، اعتبار خود را از دست میدهند. این نمونهها نشان میدهد که تجاوز ربطی به لباس و موقعیت زنان ندارد، بلکه پدیدهای پیچیده ناشی از روابط نابرابر قدرت، احساس حق تملک بر بدن زنان/دیگری، و شیانگاری و جنسیسازی بدن زنان است. در چنین زمینهای، تجاوز اغلب به صورت ابزاری برای کنترل، تنبیه، تحقیر و سلطه مبدل میگردد.
پینوشت: عکس از انترنت









