تبعیض قومی و فساد اداری در ساختار حکومت محلی دایکندی

تهیه‌ی گزارش: تیمور دهقان

ساختار اداری ولایت دایکندی، علی‌رغم ضرورت شفافیت و برابری، به شدت تحت تأثیر دو معضل مزمنِ تبعیض قومی نظام‌مند و فساد اداری سازمان‌یافته قرار دارد. توزیع پست‌های حساس امنیتی و اجرایی در این ولایت بر پایه‌ی وابستگی‌های قومی، عمدتاً پشتون‌های ارزگانی، غزنی و هلمندی، انجام می‌شود. در مقابل، هزاره‌ها به‌عنوان قوم اکثریت در دایکندی، نه‌تنها از تصدی مناصب ارشد محروم شده‌اند، بلکه در محیط کار نیز با تحقیر و رفتارهای خشن مواجه‌ هستند.

در کنار تبعیض قومی، فساد اداری در دایکندی شکلی سازمان‌یافته و شبکه‌ای به خود گرفته است که هسته‌ی مرکزی آن بر روابط پشتوانه‌ای و قومی استوار است: پست‌های دولتی در هیچ ارگانی از طریق فرایند شفاف و اعلان عمومی واگذار نمی‌شود، بلکه یا از طریق حمایت یک حامی قدرتمند در رده‌های بالای اداری یا امنیتی به پشتون‌ها داده می‌شود، یا در ازای پرداخت مبالغ کلان به غیرپشتون‌ها فروخته می‌شود.

ما در این گزارش دو معضل ساختاری را بررسی می‌کنیم: نخست، تبعیض قومی گسترده در توزیع پست‌های کلیدی اداری و امنیتی که به نفع یک قوم (پشتون) رقم خورده است؛ و دوم، فساد سازمان‌یافته در قوماندانی امنیه ولایت دایکندی. شاخص‌ترین نمونه‌ی این فساد، به رهبری معاون قوماندانی، آقای عبیدی، مشاهده می‌شود که دریافت رشوه برای انتصاب در پست‌های پایه، به صورت یک رویه‌ی عادی درآمده است.

حاصل این دو مکانیسم، تبعیض قومی و فساد سازمان‌یافته، چیزی جز نابودی رقابت عادلانه، تثبیت نابرابری و محرومیت سیستماتیک هزاره‌ها از مناصب کلیدی در حکومت محلی دایکندی نیست.

تبعیض ساختاری در انتصابات
بر اساس گزارش‌های به‌دست‌آمده از منابع ما در دایکندی، تقریباً تمامی پست‌های حساس و تصمیم‌ساز در این ولایت در اختیار افراد غیرهزاره، به طور مشخص پشتون‌های سایر ولایات، قرار دارد. استثناهای اندک شامل پست‌های تشریفاتی یا کارمندان رده‌پایین هزاره برای انجام امور خدماتی است.

فهرست پست‌های کلیدی در دایکندی به این شرح است: والی، معاون والی، قوماندان امنیه، معاون اداری قوماندان، آمر تأمینات (امنیت داخلی)، آمر پیژند و جلب‌وجذب، مدیر مبارزه با جرایم، آمر ترافیک، قوماندان‌های هشت ولسوالی، معاونان اداری هشت ولسوالی و سایر آمران مربوطه همگی از قوم پشتون هستند و اغلب نیز پشتون‌های ارزگان و هلمندی هستند.

در این ادارات، هزاره‌ها حضور اندک دارند و در هر اداره، معمولاً تنها دو کارمند هزاره با پایین‌ترین رتبه برای انجام کارهای دفتری، پخت‌وپز، نظافت و امور خدماتی نگه‌داری می‌شوند.

وضعیت کارمندان هزاره
منابع ما گزارش داده‌اند که هزاره‌های شاغل در ادارات دایکندی، علاوه بر محرومیت از ارتقا، روزانه با مواردی چون توهین، تحقیر سازمان‌یافته و در برخی موارد با کتک‌کاری و خشونت فیزیکی روبه‌رو هستند.

گوشه‌ای از این وضعیت فلاکت‌بار و تبعیض سیستماتیک را می‌توان در روایت علی بخشی (نام مستعار)، که کارمند امور مالی در نِیلی بوده، مشاهده کرد. او می‌گوید: «روز اولی که رئیس جدید پشتون آمد، تمام پرونده‌ها را از روی میز من برداشت و گفت: تو کارت این‌ها نیست، برو پایین برای مهمانان چای ببر. از آن روز تا مدت‌ها، نه‌تنها چای می‌بردم، بلکه هر روز باید پیش از آمدن رئیس، دفتر را تمیز و جارو می‌کردم. یک‌بار که به خاطر بارش شدید برف دیرتر رسیدم، رئیس پیش پنج نفر دیگر با عصبانیت گفت: “شما هزاره‌ها زیاد ادعا دارین، اما جز تنبلی هیچ کاری بلد نیستین”. و بعد خود و همراهانش به من خندیدند. می‌خواستم به دفتر والی بروم و از رئیسم شکایت کنم، اما وقتی وضعیت آن‌جا را دیدم، از همه‌چیز، حتا از کار، صرف‌نظر کردم. حالا بیکار و قرض‌دار در خانه مانده‌ام.»

علی بخشی می‌گوید که حداقل در چهار اداره‌ی دیگر نیز همین الگو را دیده است: «در هر اداره فقط دو نفر هزاره برای کارهای خدماتی نگه‌داری می‌شوند. مابقی پشتون‌هایی هستند که بیشتر از ارزگان و هلمند آمده‌اند. حتا یک ولسوال نیست که در ولسوالی‌های هزاره‌نشین به زبان فارسی مسلط باشد.»

از سوی دیگر، فرزانه (نام مستعار)، فعال مدنی که به طور مخفی کار می‌کند و نخواست نام سازمانش فاش شود، درباره‌ی توهین‌های لفظی و خشونت فیزیکی در ادارات طالبان می‌گوید: «ما در دو ماه گذشته حداقل ۲۶ مورد شکایت از کارمندان هزاره در ادارات را جمع‌آوری و ثبت کرده‌ایم؛ این موارد از توهین لفظی گرفته تا خشونت‌های فیزیکی را در بر می‌گیرد. ما هیچ‌یک نتوانسته‌ایم این موارد را پی‌گیری کنیم و حتا نتوانسته‌ایم افشا کنیم؛ زیرا در این‌جا نه قانون وجود دارد، نه دادگاه و نه دستگاه قضایی. اگر به والی هم گزارش کنیم، با پررویی می‌گوید این‌ها اتهامات بی‌اساس است و کارمندان ما آدم‌های محترمی‌اند و به جای مجرم، ما را به جرم اتهامات بی‌اساس زندانی و شکنجه خواهد کرد.»

فساد در قوماندانی امنیه؛ سوپرمارکت بست‌های عبیدی
بر اساس اظهارات چندین منبع مستقل، آقای عبیدی، معاون قوماندانی امنیه‌ی ولایت دایکندی، یک شبکه‌ی فساد برای فروش بست‌های خالی راه‌اندازی کرده است. مکانیسم این فساد، بر اساس منابع و شاهدان عینی، بدین‌گونه است: هر فرد غیرپشتون، به‌ویژه هزاره، که خواهان دریافت بست ساتنمنی، سربازی، دوم ساتنمن، لمری ساتنمن یا دوم ثارن در حوزه‌ی قوماندانی امنیه باشد، باید رشوه پرداخت کند. میزان مورد مطالبه‌ی عبیدی از ۱۵ هزار تا ۲۰ هزار افغانی متغیر است.

در یک مورد مشخص، از یک داوطلب هزاره برای یک بست ساتنمنی مبلغ ۱۵ هزار افغانی مطالبه شده است؛ وی به دلیل نداشتن این مبلغ، تاکنون وضعیت خود را نامعلوم می‌داند.

یک منبع دیگر نیز که نخواست نامش فاش شود، می‌گوید: «بعد از آمدن عبیدی به‌عنوان معاون، اوضاع تغییر کرده است. او یک دفتر جداگانه برای جذب نیرو ایجاد کرده است. هر کسی بخواهد در بستی کامیاب شود، باید ابتدا نزد عبیدی برود. من خودم حداقل ۱۰ مورد را دیدم که غیرپشتون‌ها پول می‌دادند و پشتون‌ها بدون پرداخت پول پذیرفته می‌شدند.»

شرط اجباری کار نزد عبیدی
بر اساس گزارش‌ها، هر فردی که بخواهد در ادارات گروه طالبان در دایکندی جذب شود، ابتدا باید به مدت یک ماه به صورت اجباری و بدون حقوق برای عبیدی کار کند و پس از آن ممکن است موافقه‌اش صادر شود یا هم نشود؛ چنان‌که حسین علیزاده (نام مستعار) روایت می‌کند.

حسین علیزاده، سه ماه پیش برای گرفتن بست ساتنمنی به قوماندانی مراجعه کرده بود. او حالا، در حالی که از نظر روحی بسیار شکسته است، می‌گوید: «عبیدی مرا به دفترش خواست. پشت میزی لم داده بود که روی آن همه‌چیز به شکل بسیار نامنظم انباشته شده بود. به صراحت به من گفت: ۱۵ هزار افغانی بیاور تا موافقه‌ات را بگیرم. به همان صراحت گفتم ندارم. خندید و گفت: پس یک ماه اول را بدون پول کار کن تا موافقه کنم. یک ماه تمام، روزی ۱۰ ساعت در قوماندانی کار کردم. بعد از یک ماه، نه معاش داد و نه وعده‌اش را عملی کرد. چندین بار خواستم پی‌گیری کنم، اما نتوانستم عبیدی را پیدا کنم. دو هفته بعد شنیدم که یک پسر پشتون از چهارچینه آمده و همان بست را به او داده‌اند. من فعلاً بیکار در خانه مانده‌ام.»

طرح حذف هزاره‌ها از ادارات
هر دو منبع (حسین و علی) به طور جداگانه از وجود یک جلسه‌ی غیررسمی در دفتر عبیدی خبر می‌دهند که حدود چهل روز پیش برگزار شده است. حاضران شامل عبیدی، دو آمر نزدیک او و چند قوماندان پشتون ولسوالی‌ها بوده‌اند.

حسین که این موضوع را از یکی از حاضران شنیده، روایت می‌کند که عبیدی گفته است: در هر اداره فقط دو نفر از اقوام غیرپشتون بمانند و مابقی را به‌عنوان افراد نامطلوب از صف امارت اخراج کنید. جای‌شان را با پشتون‌های بیکار از چهارچینه، گیزاب و… پر کنید. یکی از حاضران پرسیده است که آن دو نفر چه کار کنند؟ عبیدی با خنده و تمسخر گفته است: «هم کامپیوترکار، هم آشپز، هم خانه‌جاروگر؛ چه از این بهتر!»

علی نیز تأیید می‌کند که دو هفته پس از آن جلسه، حداقل پنج کارمند هزاره از ادارات مختلف اخراج یا به پست‌های پایین‌تر تنزل داده شده‌اند. نتیجه‌ی منطقی این طرح، پاک‌سازی قومی تدریجی هزاره‌ها از بدنه‌ی ادارات در دایکندی است.

مجموعه‌ی این روایت‌های مستقل، تصویری سیستماتیک از تبعیض قومی نهادینه‌شده و فساد سازمان‌یافته در دایکندی ترسیم می‌کند. در حالی که قانون اساسی پیشین (۱۳۸۳) هرگونه تبعیض را ممنوع کرده بود، اکنون هیچ قانون، قاضی و ناظری وجود ندارد که جلوی این بیداد را بگیرد. عملاً یک قوم خاص تمام مناصب حساس را در اختیار گرفته و قوم اکثریت منطقه را به حاشیه رانده است. از سوی دیگر، این فسادهای سازمان‌یافته و تبعیض‌های سیستماتیک قومی، نقض آشکار حقوق اقلیت‌های قومی و نقض میثاق‌های حقوق بشری است. این وضعیت نیازمند پی‌گیری فوری و جدی نهادهای بین‌المللی، کمیسیون حقوق بشر ملل ملل، دیدبان حقوق بشر، و سازمان‌های قضایی بین‌المللی است.

*تمام نام‌ها به درخواست مصاحبه‌شوندگان، مستعار انتخاب شده است.

پی‌نوشت: عکس از انترنت

به اشتراک بگذارید: