گزارشگر: محیا امید
با آغاز سال تعلیمی جدید در افغانستان، برای پنجمین سال پیاپی دختران بالاتر از صنف ششم از رفتن به مکتب محروم ماندهاند. در حالی که زنگ مکتب در بسیاری از شهرها به صدا درآمده، برای هزاران دختر این صدا تنها یادآور رؤیاهایی است که ناتمام ماندهاند.
نگار، ۱۸ ساله، باشندهی بامیان، یکی از هزاران دختری است که با بستهشدن مکاتب، چشمانداز آیندهاش محدود شد. او میگوید: «پیش از طالبان، صنف نهم بودم، پدرم صراف بود و زندگی خوبی داشتیم؛ اما بعد از آمدن طالبان، پدرم ورشکست شد و دیگر امکان زندگی در بامیان را نداشتیم. مجبور شدیم به هرات کوچ کنیم.»
با تغییر مکان، نگار با افسردگی و احساس بیپناهی روبهرو شد: «تا یک سال اول اصلاً از خانه بیرون نرفتم. شش ماه تحت نظر روانشناس بودم و هر هفته مشاوره داشتم.»
با گذشت زمان و ادامهی جلسات مشاوره، وضعیت روحی او بهبود یافت و یادگیری زبان انگلیسی نقطه قوت زندگیاش شد. امروز، نگار به تدریس زبان انگلیسی و کامپیوتر در کورسهای آموزشی و به صورت آنلاین مشغول است: «روزهایم را با کار کردن میگذرانم و شبها کلاس آنلاین دارم. همچنان مکتب را به شکل آنلاین ادامه میدهم و روحیهام بهتر شده است.»
با این حال، آغاز سال تعلیمی جدید هنوز با حسرت همراه است: «مکاتب آنلاین هیچگاه جایگزین کلاسهای حضوری نمیشوند. فقط مکتبم را از دست ندادم، شهر و دوستهایم را هم از دست دادم. اگر طالبان نبودند، حالا دانشگاه میرفتم. امیدوارم بتوانم از طریق مکتب آنلاین بورسیه بگیرم، اما نمیدانم این امکان دارد یا نه.»
مژده، ۲۶ ساله که دانشجوی ستوماتولوژی دانشگاه هرات بود، میگوید که این روزها دانشگاه و درسها دیگر تنها خاطرهای دور هستند و شرایط برای دختران ناعادلانه و دردناک است.
او میافزاید: «در اخبار دیدم که دانشجویان پسر نسبت به قانون جدید طالبان درباره گذاشتن ریش و پوشیدن لباس افغانی و دستار اعتراض داشتند. این موضوع در تمام شبکههای خبری تیتر شد، اما کسی نگفت که امسال هم، مانند چند سال گذشته، مکاتب و دانشگاهها بدون حضور دختران آغاز شد.»
مژده تجربهی تفاوتهای ملموس میان دختران و پسران را شخصاً حس کرده است: «چند روز پیش یک کلینیک تازه در شهر دیدم که نام یکی از همصنفیهای بخش ذکورم روی آن بود. تمام روز گریه کردم برای شرایط خودم و همه دختران. ما با هم در یک کلاس درس میخواندیم، حالا او داکتر است و کلینیک خود را دارد و من خانهنشین با آیندهای نامعلوم.» او تأکید میکند که حتا حاضر بود با برقع درس بخواند، اما محرومیت از تحصیل مسیر آیندهاش را متوقف کرده است.
بر اساس نظر کارشناسان آموزش و روانشناسان، محرومیت از تحصیل نهتنها مسیر شغلی و تحصیلی دختران را مختل کرده، بلکه بر امید، سلامت روان و چشمانداز آینده آنها نیز تأثیر منفی گذاشته است.
در همین حال، دختران انجمن ادبی سوزن طلایی در اعتراض به پنج سال بسته ماندن اجباری مکاتب و دانشگاهها برای دختران، کلاسهای آنلاین خود را به صورت نمادین پشت درهای بسته برگزار کردهاند.
این انجمن در اعلامیهای گفته است: «این اقدام، صدایی است در برابر سکوت؛ یادآوریای جدی به جامعهی افغانستان و جهان که در این سالها، دختران این سرزمین از بنیادیترین حق انسانی خود، یعنی حق آموزش، محروم ماندهاند.»
انجمن ادبی سوزن طلایی که تحت نظارت داکتر حمیرا قادری، نویسنده و استاد دانشگاه، فعالیت میکند، از پنجسال بدینسو به دختران و پسران افغانستان آموزشهای داستاننویسی ارائه میدهد.
خانم قادری در توضیح این اقدام میگوید که هدف اصلی حفظ اعتراض به محدودیتهای زنان و دختران افغانستان است، تا مسائل مربوط به حقوق آنها در سایه جنگ و فقر گسترده به حاشیه رانده نشود. او میافزاید: «این اعتراض هم برای جلب توجه جامعه و هم برای خود دختران اهمیت دارد تا نسبت به محرومیت از حقوق خود حساس بمانند و به وضعیت موجود عادت نکنند.»
اعضای انجمن ادبی سوزن طلایی از تمامی اقشار جامعه، بهویژه مردان افغانستان، خواستهاند که کنار آنان بایستند و این اعتراض را به یک خواست جمعی تبدیل کند.
آنان افزودهاند: «آرزوی ما، افغانستانی است آزاد و برابر؛ کشوری که در آن هیچ دختری از حق آموزش محروم نباشد و هیچ زنی به حاشیه رانده نشود. ما برای آیندهای تلاش میکنیم که در آن افغانستان، نه با نشانههای تبعیض، بلکه با ارزشهای عدالت، برابری و انسانیت در جهان شناخته شود.»









