نویسنده: سائمه سلطانی
هر زمان سخن از دموکراسی به میان میآید، معمولاً این تعریف کلیشهای تکرار میشود: دموکراسی نظامی است که در آن خواست اکثریتِ جامعه حاکم باشد. اما به نظر نمیرسد معیار «کمیت مردمی» همیشه درست باشد. برای مثال، در یک جامعهی اسلامزده، اگر دو نامزد ریاست جمهوری وجود داشته باشد، یکی سکولار و دیگری اسلامگرا، به احتمال زیاد اکثریت جامعه به نامزد اسلامگرا رأی میدهد؛ چرا که او از ارزشهای نهادینهشدهی اسلامی در ذهنیت جمعی نمایندگی میکند. در این صورت، برندهشدن آن اسلامگرا به معنای واقعیِ حاکمیت ثبات و آزادی خواهد بود؟
در مثال دیگر، در ایران، حاکمیت ملاها و اسلامگراها که از مجرای همین روندِ به اصطلاح دموکراتیک انتخابات گذشتند، چقدر آزادی، برابری، عدالت و ثبات اقتصادی را تضمین کرد؟
در آمریکا پیروزی ترامپ که باوری به برتری نژاد سفید آمریکایی دارد و بزرگی آمریکا را با اشغال و استعمار بقیه کشورها پیوند میدهد؛ آیا دموکراسی در این چارچوب تهدید ملی و جهانی محسوب نمیشود؟
اگر ۵۵٪ جمعیت یک کشور به حذف زنان و سرکوب آزادی بیان رأی بدهند، نتیجهی آن رأیگذاری میتواند منطقی به حساب بیاید؟
در واقع، اصطلاح مردمسالاری/دموکراسی قابل بازبینی است، چرا که مهم این نیست خواست مردم چیست، بلکه مهم این است که چگونه نظمی در جامعه ایجاد شود تا در پناه آن، مرکزگرایی در هر نوع و صورتی جرمانگاری شود؛ قدرت قلدرانه، بیپروا، سرکوبگر و غیرمسئول مورد پرسش قرار بگیرد؛ از ارزشهای اساسی انسانی، به گونهی قانونی و عملی، حفاظت صورت گیرد. ارزشهایی شبیه سکولاریسم، آزادی بیان، عدالت، برابری، مبارزه با سلسلهمراتب جنسیتی، کاهش فاصلهی طبقاتی، کرامت انسانی، حق انتخابشدن و انتخابکردن، امنیت، تأمین حقوق فردی (فارغ از جنس-جنسیت، قومیت، مذهب و زبان)، ثبات اقتصادی، ارزانی غذایی، کنترل دولت بر بازار و خصوصیسازی، درمان رایگان، تضمین سرپناه و مسکن، و به رسمیتشناسی اعتراض و مخالفت شهروندان.
در غیاب حاکمیت این ارزشها و اصول، دموکراسی و انتخابات تنها ابزار مشروعیتسازی خواهد بود که به چالشکشیدن آن جرم و جنایت محسوب خواهد شد. جامعه باید خط و حسابش را با سلطه، استبداد و مرکزگرایی مشخص کند؛ چه این سلطه از مجرای رأی اکثریت مردم بیاید و چه از مجرای یک گروه سیاسی-نظامی شبیه طالبان.
در چارچوب همین موضوع، هر جمع و گروه سیاسی مخالف طالبان که خواهان راهاندازی گفتوگوها برای فردای پس از طالباناند، اگر بر اصول و ارزشهای فوق توافق ندارند و نمیتوانند در نظامشان، زنان و اقلیتهای جنسیتی را منحیث انسان ببینند، بیگمان حضورشان هیچ بار مثبتی برای تغییر و خوشبینی نخواهد داشت. ممکن است نظام امارتی به نظام دموکراسی تغییر شکل بدهد، اما مرکزگرایی، مردقلدری، سرکوب، خشونت، مجازات فیزیکی، ترور و حذف قانونی و غیرقانونی در لباس جدیدی عرض اندام خواهند کرد.
پینوشت: عکس از انترنت









